خیال باطل
اندر حکایت آن که گمان کرد با ریختن خون خروس، خبر رسیدن صبح را پنهان میکند!
سر مرغ سحر زدند، مباد
خبری خوش ز بامداد دهد
سرزند آفتاب و با نفسش
همه نیرنگشان به باد دهد
« این صبر سبز را ظفری هست شاد باش | صفحهی اصلی | چه حاجت است به گفتن حدیث عشقت را »
اندر حکایت آن که گمان کرد با ریختن خون خروس، خبر رسیدن صبح را پنهان میکند!
سر مرغ سحر زدند، مباد
خبری خوش ز بامداد دهد
سرزند آفتاب و با نفسش
همه نیرنگشان به باد دهد
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5731
نظرها
بله حقیقت همیشه پیروز است!
Posted by: بهانه هایی برای بودن | January 2, 2010 12:22 PM
آقای سام عزیز سلام
با کاریکلماتورهای سری 48 در سایت لوح به روز هستم ، مطالب را در وبلاگم بخوانید.
با آرزوی سلامتی شما و خانواده ، سلام مرا به پدر بزرگوار برسانید و بگویید همواره به یادش هستم و چشم به راه دیدارشان.
مخلص شما حسین ناژفر
Posted by: حسین ناژفر | January 2, 2010 3:36 PM
به امید بر آمدن آفتاب حقیقت از حصار شب
Posted by: شکوه | January 9, 2010 4:55 PM
آقای سام عزیز سلام
کاریکلماتور در نشریات - روزنامه قدس - 24 دیماه 88 شماره 6325 - صفحه سوسه (پارازیت) ، مطالب را در وبلاگم بخوانید.
مشتاق دیدار شما عزیزان هستم.
مخلص شما حسین ناژفر
Posted by: حسین ناژفر | January 14, 2010 8:15 AM
سلام. به طور اتفاقي از اين مسير سر درآوردم. به قول پائولوكوئيلو هر زمان هر جا كه بودي بدان كه بايد آنجا قرار مي گرفتي. هم اكنون هم من اينجا هستم .و اين كه خورشيد سال هاست طلوع مي كند بعد دوباره غروب مي شود دوباره شب مي شود. دوباره صداي جغدان خرابه هاو تكرار و تكرار و تكرار
Posted by: شكلات تلخ | January 24, 2010 4:24 AM
درود بر شما دوست و استاد گرامی
ما امیدمان به سرزدن دوباره آفتاب مهرورز براین سرزمین است. به امید اصلاح و تغییرهای مثبت برای ایران و ایرانی
Posted by: emad | January 24, 2010 6:26 AM
اندکی صبر سحر نزدیک است !
Posted by: مجتبی | January 25, 2010 1:51 PM
بگذار تا ازین شب دشوار بگذریم/
آنگه چه مژده ها که به بام سحر بریم
به امید زندهایم و با امید ره دشوار پیش میگیریم...
Posted by: فاطمه | January 30, 2010 9:20 PM