June 6, 2008

دیوانه بودی اما دیوانه‌تر شدی باز

 

می‌دانم ای مسافر هم خسته‌ای و مانده
اما بگو چه چیزی‌ اینجا تو را کشانده؟

دیدم کنار ابری زانو زدی چنان کوه
از رازهای خورشید در گوش تو چه خوانده؟

گفتا ز شوق عشقش زنجیرها دریدم
دیوانه‌ای ندیدی از شهر عقل رانده؟!

پر‌خنده‌ای و مستی ، از بند غم گسستی
با ما بگو چه شهدی جان تو را چشانده؟

گفتا که چشم بد دور، بوسیدن لب صبح
این شهد و این حلاوت در جان من نشانده

دیوانه بودی اما دیوانه‌تر شدی باز
آیا نسیم از او پیغام نو رسانده؟

گفتا شنیدی ای دل بوی خوشش خبر داد
تا شهر گیسوانش راهی دگر نمانده!...

شعر، ملودی آواز و ساز «غریبانه»: امیرحسین سام
آواز: علی بیات
تنبک: امیرعلی سام

امير حسين سام June 6, 2008 11:59 PM
Comments

آري نسيم از او پيغامي نو آورده ...

Posted by: Naghmeh at June 16, 2008 8:27 PM

سلام و درود فراوان
چند وقتی درس و امتحانها اجازه حضور در اینجا به ما نداده بود که شرمنده.
کار جدیدتان آیا منتشر شد چون بی صبرانه در انتظار یک "سبد آواز نو " هستیم.
راستی تصنیف " در قطار " را بسیار بسیار دوست دارم.
با سپاس فراوان

Posted by: emad at June 11, 2008 2:45 PM

من از همان سه سال پيش هم كه براي اولين بار اين كار را گوش دادم ،شعرش بسيار زيبا به نظرم آمدم امروز هم اين حس دوباره در من ايجاد شد ..... ممنون .

Posted by: mojtaba at June 7, 2008 4:25 PM

من از همان سه سال پيش هم كه براي اولين بار اين كار را گوش دادم ،شعرش بسيار زيبا به نظرم آمدم آمروز هم اين حس دوباره در من ايجاد شد .....

Posted by: mojtaba at June 7, 2008 4:24 PM

سلام

زيبا بود و ستودني...

گفتا شنیدی ای دل بوی خوشش خبر داد
تا شهر گیسوانش راهی دگر نمانده!...

Posted by: شکوفه یاس at June 6, 2008 9:04 PM
Post a comment









Remember personal info?