March 17, 2008
بخشی از یک ساز و آواز
آواز: اشکان کمانگری
غزل، سهتار و ملودی آواز: امیرحسین سام
گفتمت: مثل جویبارانی
نه! تو از جنس آبشارانی
از بلندای کوه، رقصکنان
میرسی تا مرا برقصانی
همه ذرّات جان من را هم
برهانی ز من، بخندانی!
ریزی ای آبشار پر گوهر
بر دلم گنجهای سلطانی
تو چو ابری که بر لب خورشید
میزنی بوسههای بارانی
ببری رنج شهوت از تن من
بشکنی قفل پای زندانی
سر غم را بریدهای امروز
تو همان صبح عید قربانی!
شعري زيبا به رواني باران بود
قربانت
http://mah2no.blogfa.com
سلامی و درودی
نخستین زخمه این نغمه اشک را رها کرد نا خواسته
پایدار باشید
Posted by: Anousheh at April 2, 2008 4:54 PMسلام استاد. من بارها به دنبال آثار شما گشتم در ایران ولی متاسفانه نتونستم آلبومی از شما گیر بیارم.میشه منو راهنمایی کنید که از چه طریقی می شه اثار شما رو تهیه کرد.
-------------------------------------------------------------------
دوست مهربان و بزرگوار علی
با سلام و تبریک سال نو و سپاس از پیام شما. نخست اینکه بنده «استاد» نیستم. «ماورالنهر» و «صبح، بهار، باران» را من خودم نیز نتوانستم بیابم! اما «زرد، سرخ، ارغوانی» را میتوانید از فروشگاه انتشارات «آوای باربد» تهیه کنید. با مهر
امیرحسین سام
Posted by: ali1k at March 29, 2008 9:43 AMبهاري باشيد.
Posted by: Naghmeh at March 25, 2008 10:07 PMمبارک تر شب و خرم ترین روز به استقبالم آمد بخت پیروز
دهل زن گو دو نوبت زن بشارت که دوشم قدر بود امروز نوروز
امير حسين عزيز ! اين دو مبارك - سال نو و ميلادين - را تهنيت مي گويم.
سلام جناب سام عزيز
سال 1378 بر شما نيكو باد .
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخيز و بجام باده كن عزم درست
كين سبزه كه امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاك تو برخواهد رست
"خيام"
و همچنين عرض ارادت و تبريك خدمت سام بزرگ ، عزيزترين .
روزگاران خوبي در پيش رو داشته باشيد سرشار از بركت و عزت .
(غريبه نيستم !)
دروووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود
نوروز را به شما و خانواده گرامی تان تبریک میگویم. برای شما از خدا به حق نو شدن طبیعت، این دوست خوب و مهربان آدم تمنای سلامتی شادابی و پیروزی دارم .
دوستدار همیشگی شما
عماد-تفلیس
آفرين
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری
سلام و نوروز مبارک!!!
آقای سام از قطعه ی نواخته و نوای گرم آوازتون دلم لرزید، من حقیر اگر افتخار شاگردی شما رو هم داشته باشم نمی تونم نظرِ تخصصی بدم ولی به واقع انسان عمق پاکی روحتون و صافی جانتون رو بوضوح درک میکنه، همیشه از اینکه نتونستم در بی مجالی و کم بودن امکانات و اندکی سعادت، خودم رو در محضر اساتید فن و هنر ببینم بغض گلوم رو با آهی سرد فرو میخورم. کاش فرصتی میبود تا زانوی شاگردی بزنم و آداب ساز و نوا رو از اهلِ خاک خورده ی این سفینه عرفان و ادب بیاموزم تا هر دمی که با وضو دست به ساز ببرم بیشتر از نواختن سازم حض تماشای یار رو ببرم...
نوروزتان مبارك . پسر خيلي شيريني داريد . خدا حفظش كند
Posted by: الهام at March 19, 2008 8:31 PMسلام امیر حسین جان
اگر از واژگان رسمی استفاده نمی کنم مرا ببخش .
اینجا که می آیم فقط آرامش را حس میکنم .
یادم نمی رود ،حدود یک سال پیش که برای اولین به خانه ی کوچک پر از آرامشت آمدم. اولین چیزی که مرا بود، فقط اشک بود و اشک بود و اشک ....
(آن قطعه ی زیبای میدانم که می ایی....) هنوز هم مستم می کند ،
خلاصه که از تو ممنونم ، گاهی اوقات آن زمان که پر از درد بی درمان بودم، آمدم و درد خود مرهمی بخشیدم .
من از دوردست ها امدم ! و زبانم با زبان رهگذران متفاوت است !؟؟ من همین نغمه ی با ملودی ساده ی ! بی ضرر! شیک !را دوست دارم .
سال نو مبارک اگرچه امسال غریب تر از هر سالم !!!
ممنون.
... دوباره باز خواهم گشت
موسیقی بی ضرر و شیک شما مرا بیاد رژیم بی نمک و بی چربی میندازه که بیماران قلبی نسبت بدیدن آن شرطی میشوند و رفلکس های نامطلوب نشان میدهند.
نوروز مبارک
Posted by: رهگذر at March 19, 2008 4:43 PMرگ ساز و رگبار سرپنجه هايش
لب بام افلاك و چتر صدايش..
سلام دوست ناديده ي من
از عيدانه لطيفت لبريز شادي شدم. اميدوارم به زودي ببينمت.
نوروزت نيامده مبارك باد
سيد احمد هاشمي
آرزو مي كنم كه دلت هميشه همچون اين مضراب ها و بسان جويبار صاف و شفاف باشد .عيدت مبارك
Posted by: vahideh at March 18, 2008 8:57 PMقبلا هم در پرده و هم به اشاره گفته بودم و این بار فاش تر عرض می کنم.
حیف از این مضراب و پنجه و پرده نیست که دیگران را از شنیدنش محروم کنید؟
من بر همان نظرقدیم و صمیم خود پای می افشارم که با آن همه لطافت و گرایش به کمالی که در آهنگسازی شما می بینم ، اما یک مضراب ساز فی البداهه ی شما با تمامی سایر ساخته هایتان برابری می کند.می دانید چرا؟ زیرا برای رسیدن به این مرحله ، رنجها برده اید و ممارستها کرده اید که جز حضرت حق فقط شاید یکی دو تن از نزدیکان بدانند و بس. شرحش به وصف نمی آید آن همه درد و رنجی که کشیدید.حاصلش به خوبی خود را در همین مضرابها نشان می دهد.
نوروز بر شما و همسر پاکیزه و فرزند معصومتان خجسته و مبارک باد.
سید احمد
Posted by: سید احمد at March 18, 2008 7:59 PMمیدانی سید، دیروز صبح که مشهد بودم و در حرم و صحن عتیق -همانجا که اسماعیل طلا میخوانند اش-، صدای نقارهخانههایی که نوایی لنگ مینواختاند را که شنیدم، یاد خیلیها افتادم و البته از موسیقاییان بیشتر و شما نیز هم. شاید مزدی بود تا امروز نوای سهتار ات را بشنوم.
Posted by: سوشیانت at March 18, 2008 2:13 PMچه زيبا بود.از شنيدن اين قطعه بسيار لذت بردم. سپاسگزارم.
Posted by: at March 18, 2008 11:26 AMاز بهترين هدايا و عيدي هايي بود كه تا به حال گرفته ام...سپاس
Posted by: tajabadi at March 18, 2008 7:06 AM