March 8, 2008
اندر حکایت ساز و آوازی که خود پرده شوند بین تو و دوست...
ای زهرهی خوب نغمهپرداز
زان نغمهی خوش بیاورم باز
بی محنت شعر و رنج آهنگ
بی منّت ساز و جور آواز
از جنس ترانههای شبنم
آکنده ز لطف و ناز و ایجاز
پر کن دلم از سکوت و خالی
جانم ز نیاز و آز این ساز
سازی که شدهست پردهی ما
لطفی کن و از میان برانداز
ای زهره ز رقص هم ملولم!
بین من و تو بماند این راز
در سر نه هوای پایکوبیست
این بار مراست شوق پرواز
لندن، نیمه شب ۸ مارچ ۲۰۰۸
آدم وقتي يك نوشته را مي خونه سعي داره افكار نويسنده و خود نويسنده را در پشت كلمات پيدا كنه من دومين بار يا سومين باره به سايت شما ميام با سرچ كردن "زرد و سرخ ارغواني" نوشته هاي بي آلايش شما بلنداي روح زلال شما را تداعي مي كنه صحبتي ديگر ندارم جز
ميخواهم يك بوسه از آن گونه كه خواهم بزنم
پس از اين شعر به واقع مراست شوق پرواز ...
Posted by: Naghmeh at April 2, 2008 5:52 PMسلام امیر حسین عزیز. از آن غروب زیبای زمستان و پیاده روی از نمایشگاه تا بلوار کشاورز و نگرانی من برای پیدا شدن ماشین خیلی گذشته و حالا بهار دارد با سر و صدا می آید. خیلی خوب است همه چیز . من این روزها زیاد بهاری نیستم . گاهی دنبال بهانه هایی میگردم که خوشحالم کند . مثل ملاقات با تو. روی پسر ماهت را ببوس .این بیت الان آمد توی ذهنم و نمی دانم برای چه کسی می نویسم :
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
فکر کنم برای خودم نوشتم ...............................
با عرض سلام و ادب
ياد دارم چندي پيش در كامنت هاي خود اسراري (از سر خامي )به شنيدن شعرهاي زيباي شما در وبتان داشتم .(در خود را به خفتن مي زني )كه در اندكي عشق جنون پاسخي شنيدم كه مرا هم به فكر فرو برد !؟ آري بارش اين تحفه ها از لغات و الفاظ نيست . حداقل جنس شعر مشخص كننده آنست كه تحفه ها مي بارند .يا ابرهاي مصنوعي اند!!!؟؟؟
خيسي اين باران خدادادي را بر گونه هايتان حس كنيد . مباركتان باشد .
Posted by: mojtaba at March 12, 2008 1:12 PMاز ديده خون دل همه بر روی ما رود
بر روی ما ز ديده چه گويم چهها رود
ما در درون سينه هوايی نهفتهايم
بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود
سلام آقاي سام
اين بار مراست شوق پرواز...
براستي
ترانه هاي اينجا از جنس شبنم است... پاك و زلال ... آكنده زلطف و ناز و ايجاز
در پناه حضرت دوست
Posted by: شکوفه یاس at March 11, 2008 4:47 PMسلام:) من در وبلاگ ساكن خانه باد يه دونوازي بينظير پيانو و سه تار شنيدم و ايشون آدرس شما رو بهم دادند... خواستم ببينم امكان دانلود اين آهنگ هست؟ معركه ست...
Posted by: mahshad at March 11, 2008 12:08 PMامير حسين خان
سلام
من تازه با شما و كارهايتان آشنا شدم. آرزوي سر بلندي و بهروزي براي شما دارم. شما از اميدهاي آينده هنري ايران هستيد.
بسیار خرسندم که مسویقی سنتی ایران زنده است
تبریکات صمیمانه من را پذیرا باشید . وبلاگ موسیقتان بسیار زیبا بود . پاینده باشید
با مهر و احترام
محمد جواد صحافی
سلام
اگر اين سيد احمد همان سيد احمدي باشد كه حدس مي زنم بايد عرض شود سلام استاد بزرگ و تبريك به خاطر چنين فرزندي و چنين بهار در راهي و ... اينجانب درازدستي كرديم به شعر زيباي اميرخان كه از سر بزرگواري بي پاسخ نگذاشت!
لودگان را بر سر خود حكم نيست! شعر خوب وقتي مي بينن، قر ميان!!!
شما بزرگتريد!
شما ببخشيد!!!
بین من و تو بماند این راز..
این راز ..
این راز ..
انسان تابوت رازهاست
حقیقه «آکنده زلطف و ناز و ایجاز» است. هم اشک ریختم و هم احوالم خوش شد از خواندن این سروده ي از جنس ترانه های شبنم .
منظور حضرت «میز مویز» عزیز را هم از «نت ها...و الحان» نفهمیدم.
فرارسیدن ربيع بدیع و بهار جانها بر شما و بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارک و خجسته باد.
------------------------------------------------------------------
نخستین بار به جای آهنگ در بیت دوم گفته بودم نتها.
كاش يك فكر بهتري به حال "نت ها" وسط شعر به اين زیبایی مي كردي استاد. كاش با يك كلمه ديگري (چه مي دونم مثلا "الحان" يا ...) عوضش مي كردي. البته جسارت ما را ببخش که بی غرض است!
Posted by: میزمویز at March 9, 2008 5:22 AMسلام
از منكرات خدمت مي رسم. شما به جرم ترويج "قر" لازم است يه تك پا تشريف بياوريد ستاد!
احسنت زيبا بود.
Posted by: میزمویز at March 9, 2008 5:17 AM