March 8, 2008

خوش خواسته‌ای‌ست، گر برآورده شود

 
گر پرده‌ی ساز بین ما پرده شود
آوازم اگر نفس مرا برده شود

هم پرده‌ی ساز و هم گلو را بدرم
خوش خواسته‌ای‌ست، گر برآورده شود

لندن، ۸ مارچ ۲۰۰۸

 

امير حسين سام March 8, 2008 6:10 PM
Comments

.. کلی فرق کرد... از «خیام» تلخ‌تر، به «سعدی» طناز و یله‌تر نزدیک شد...
یک قافیه، چه‌ها که نمی‌کند! :)
ارادات‌مند

Posted by: گاوخونی و بانو at March 9, 2008 8:36 PM

مرحبا به این ایجاز و مهمتر از آن ، به اندیشه و عزمی که در پیام شعر نهفته است.

اما و هزار اما ، امید دارم که بعضی از همین تمجید ها خود حجاب و پرده ای نشوند بر دیدن ماهیت حقیقی این دنیا که «گنج و مار و گل و خار و رنج و شادی به هم اند»...

Posted by: سید احمد at March 9, 2008 1:24 PM

سلام
به به به تو! كيفور نمودي ما را!
كيفور تو فالفور نمودي ما را!
ما نعشه يك رباعي توپ بوديم!
كيفور به وافور نمودي ما را!


از شوخي گذشته احسنت!

Posted by: میزمویز at March 8, 2008 11:04 PM

سلام سام عزیز
تیک داشتن روی قوافی، خیلی لوس‌بازی‌است در شعری که با دل و جان ِ آسودگی نوشته شده خالی از تکلیف و تکلف... می‌دانم.... ولی خب ... بازی‌بازی کردن با دل دیگران هم شاید وقتی که دست‌ات به جایی بند نیست از بی‌حوصله‌گی، کاری باشد خودش.
داشتم توی ذهن‌ام بداهه، مثلا، اصلاح می‌کردم قوافی را ... دور شد از آن‌چه تو نوشته‌ای و سردتر شد... باری، تقدیم به این کامنت‌دونی، که از ازرش و خلوص نوشتهء بالا چیزی کم نمی‌کند:

گر ساز، میان من و او پرده شود
آوازم اگر نفس مرا برده شود

هم پرده‌ی ساز و هم گلو را بدرم
تا جانم از این عذاب، در پرده شود
{این پرده، دانی که آن پرده نیست ..}

قربان‌ات و زنده باشی.

---------------------------------------------------------------
سلام و سپاس فراوان. اصلاح شد. گمان کنم قدری بهتر شد.

Posted by: گاوخونی و بانو at March 8, 2008 8:22 PM

آقاي سام عزيز سلام

همسايه ي جدیدتان در لندن را دریابید، گمان می کنم که گوهری که در شما و اوست، نوا و آوایی نو و حرفی تازه به ادبیات و موسیقی و جامعه ی ایرانی خواهد داد؛ دست کم با شناختی که از شما دو تن دارم چنین آرزو می کنم. داریوش هم با او آشناست. این هم نشانی بلاگش:
مجال مجازی:
http://majalemajazi.blogfa.com

با مهر، مهدی

Posted by: مهدی at March 8, 2008 8:02 PM

سلام آقاي سام
اين روزها در اين شلوغي آواز سكوت آرامشي است برايم.
نواي اين دل هميشه خوش باد.
كه وقتي سرچشمه دل نور باشد از آن نور مي تراود
و آرامش را به همراه ناي ساز به همراه مي آورد.
باشد تا در اين هياهو كمي بياراميم.

در پناه حق

Posted by: شکوفه یاس at March 8, 2008 7:35 PM

هان! اين شد! خوش‌مان آمد بی‌اندازه. موجز، مختصر، تأثير گذار، گيرا. احسنت! اين شد شعری که مرا خوش می‌آيد. ديگران را نمی‌دانم. وقت ما را خوش کرد!

Posted by: داريوش at March 8, 2008 6:23 PM
Post a comment









Remember personal info?