June 16, 2007

مرخصی

امروز پس از یک هفته شبکاری، چند ساعت به خودم مرخّصی‌ دادم. مرخّصی از کار طاقت‌فرسای طبابت در این شهر و نوشتن دو کتاب پزشکی و تهیه‌ی جزوه برای دانشجویان و چندین کار وقت‌گیر دیگر که هم حوصله‌ی خودم و هم حوصله‌ی پسر چهارده ماهه‌ام را به سر برده‌اند!

نشستم و چند ساعتی را صرف گوش دادن به تصنیف‌هایی کردم که در یکی دو سال اخیر در ایران منتشر شده‌اند. جوانان آهنگساز و خواننده‌ی با استعدادی در حفظ میراث گرانقدر موسیقی ایران می‌کوشند و آفرین بر دست و بر بازوشان باد.
اما آنچه در موسیقی امروز ما (هم سازی و هم آوازی) کمتر دیده می‌شود خلق ملودی‌های ناب و ساده‌ است. ملودی‌هایی که گواه تسلط بر ردیف و یا نشان دهنده‌ی انس با شعر پارسی باشند.
تصنیف‌هایی را که امروز می‌شنویم می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد:
نخست تصنیف‌هایی که روی شعرهای کلاسیک فارسی ساخته شده‌اند. آشکار است که در شعر کهن ایران وزن‌های متنوع و زیبای فراوانی داریم. خواندن هر یک از این شعرها به آهنگی یکنواخت با استفاده از وزن درونی آن شعر کاری‌ست بسیار آسان. اما این نوع کار امروز متاسفانه به یک نوع نرم در میان خوانندگان ما از مشهورترین تا تازه‌کارترین تبدیل ‌شده‌ است. البته این آهنگ‌ها را به مدد موسیقی ‌خوش‌نواختشان می‌توان گوش داد، اما اگر ارکستر پرطمطراق را از آن بستانید، ملودی شعر تبدیل به یک آهنگ خسته‌کننده‌ی معمولی می‌شود. گمان می‌کنم تولید این نوع کارها دو دلیل عمده دارد:
نخست توهم سهولت ملودی‌سازی روی شعر پارسی برای پاره‌ای از نوازندگان چیره‌دست است که گمان کرده‌اند «مشکاتیان» شدن کار آسانی‌ست.
علّت دیگر آن آهنگسازی توسط خوانندگانی است که یا دچار توهم بالا هستند و یا آهنگسازان خوب رغبتی برای کار با آنها نشان نداده‌اند. این گروه را در میان چهره‌هایی که در تلویزیون کنار تصویر گل‌آفتابگردان و زنبور لبخوانی می‌کنند دیده‌اید.

نوع دیگر تصنیف‌هایی که می‌شنویم روی شعرهای نو فارسی ساخته شده‌اند. در میان این کارها نیز یک عیب بزرگ می‌بینیم و آن جمله‌های طولانی است. از آنجایی که شعر نو در چهارچوب وزنی خاص محصور نیست، گاه شاعر شعر نیمایی چندین «پله» را طی می‌کند تا به نقطه‌ی آخر جمله برسد. همین باعث می‌شود که برخی آهنگ‌هایی که روی شعرهای نو ساخته می‌شوند از ملودی‌های جذابی برخوردار نباشند. چرا که یکی از رموز موفقیت یک ملودی ماندگار بهره‌مندی از جمله‌های کوتاه و قابل درک برای شنونده است.

کوتاه سخن اینکه موسیقی امروز ما از کمبود ملودی‌های روانی که بتوانیم بدون زرق و برق تنظیم، در خلوت خود زیر لب زمزمه کنیم رنج می‌برد.