January 24, 2007
آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب ...۱۵
ای آنکه زنده از نفس توست جان من
آن دم که با توام، همه عالم ازان من
آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب
میریزد آبشار غزل از زبان من
آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها
سیمرغ کی رسد به بلندآسمان من
بنگر طلوع خندهی خورشید بر لبم
زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!
با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
خود خواندهای به گوش من این، مهربان من
تهران، ۳ بهمن ۱۳۸۵
jenab hesam ba kamale mil mi khaham ba shoma mosahebeh radio dashteh basham mozo bas ra khahim gozasht dar mored aya mosegi losanjeles hoviyat meli darad ya na
Posted by: noori at March 4, 2008 10:39 PMآندم كه با توام همه هفت آسمان با ماست
Posted by: Naghmeh at February 2, 2007 4:03 PMليك بهانه ي من براي لمس افتاب! امشب ام را با تو سر مي كنم بي آن كه بخواهي يا بداني سر م را از بي كسي مهتاب بر شانه هاي نگاه پر از بارانت مي گذارم تا اگر لحظه يي نرگس يمينت سيل روي گسل هاي چهره ام را ديد يقين كند امشب از ناي تو ميخوانم ! ميداني كه رهايت نمي كنم اما صدايت هم نمي كنم.....عالي بود جسارت كردم ببخش چون ......!
Posted by: mogtaba at January 30, 2007 9:45 PMشما به نظر خیلی کار کشته میرسید اگر واقعا" در اجراها تون اغراق واجهاف نشده باشد بدرستی که راه را پیموده ای .انشا الله در ارکان شخصیتی موسیقی ایران قرار بگیرید.
Posted by: ارسلان at January 28, 2007 9:34 PMدرود فراوان
آقا آمدیم اینجا پس از مدتها برای معرفی شما به یکی از دوستانم چشمانم از شادی لبریز اشک شوق گشت. استاد خیلی ارادت داریم. نمیدانم چه بگویم
سلام جناب سام.از وقتي كه دوباره شروع به نوشتن كرده ايد هر روز به اين خانه اميد سر ميزنم و شعرهاي زيبايتان را مي خوانم.اما متاسفانه به علت مشغله بسيار نمي توانستم چيزي بنويسم.تا امروز كه از نوشته انتهاي غزل زيبايتان فهميدم كه ايران هستيد.آمدن شما را خير مقدم عرض ميكنم.اين شعر و اين ايام...نمي دانم خواهش نابجايي است يا نه؟اما كاش در اين مدت كه در ايران هستيد يك جلسه و نشستي با دوستان و علاقه مندان به هنر و كارهايتان در ايران داشته باشيد.براي ما فرصت مغتنمي است حضور شما در تهران.البته اين بستگي به مدت اقامت شما در ايران دارد و فرصت شما.در هر صورت اگر صلاح دانستيد اين فرصت را از ما دريغ نكنيد.شما هم دوستان ناديده خود را مي بينيد و فرصت خوبي خواهد بود. با سپاس.
به ! پس صداي شما از تهران مياد! چه خبره؟ ايران چه خبره؟ دل ما هم تنگ شده براي ايران.سلام گرم ما رو برسانيد. اگر فرصت شد يه نگاه به وبلاگ ما هم بندازين...عكسش چطوره؟!
آری قسم که چهرهی تو چهرهی خداست
بابا هر كدوم از شعرهاتون از ديگري زيبا تر! اين يكي رو چي بگم در موردش!
بنگر طلوع خندهی خورشید بر لبم
زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!
خيلي قشنگه/خود خواندهای به گوش من این، مهربان من
چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنيدن
به رخت نظاره كردن سخن خدا شنيدن!! بازم حال ما رو عوض كردي.ايران رو جاي ما هم ببين/
