January 18, 2007

به گوشم سخن‌های نو خوانده‌ای… ۱۳

تو چون با منی، دو جهان با من است
نشانی از آن بی‌نشان با من است

ز عشقی که باریده‌ای بر دلم
صفای دل آسمان با من است

غمت آنچنان در دلم جا گرفت
که آن شادی جاودان با من است

چنان موج، مجنون و رقصان شوم
که سودای آن بیکران با من است

به دورت نه تنها منم در سماع
که انبوه این کهکشان با من است

به گوشم سخن‌های نو خوانده‌ای
که شعری چو باران، روان با من است

۴.۳۰ دقیقه‌ی بامداد ۱۵ ژانویه

امير حسين سام January 18, 2007 12:50 PM
Comments

با درود فراوان
از قافیه و ردیف چیزی نمیدانم اما به راستی من هم کیف کردم،
سلامت باشید و شاد

Posted by: emad at June 29, 2007 8:01 AM

غمت آنچنان در دلم جا گرفت
که آن شادی جاودان با من است
......
که سودای آن بیکران با من است!
............
به گوشم سخن‌های نو خوانده‌ای
که شعری چو باران، روان با من است.......دستت درد نكنه.عالين! بهترين لحظات از آن تو! خدا و همه بزرگيش و توجهش و لطفش از آن تو!

Posted by: **maryam at January 21, 2007 8:54 AM

صفاي دل اسمان با منست!
...
غمت آنچنان در دلم جا گرفت
که آن شادی جاودان با من است
...
که سودای آن بیکران با من است
...
به دورت نه تنها منم در سماع
که انبوه این کهکشان با من است
...
آقا من نميدونم هر كي ميخونه اينا رو مثل من كيف ميكنه يا نه؟!

Posted by: **maryam at January 21, 2007 8:45 AM
Post a comment









Remember personal info?