«حیّ علی» جنون جنون!.. ۱۰
«اشهد انّ»: شهادت میدهم که
«حیّ علی»: بشتاب به سوی
«اشهد انّ» عشق تو، کشت مرا کشت مرا!
«اشهد انّ» روی تو، روی خود خود خدا
«اشهد انّ» بوی تو، بوی بهار جان و دل
«اشهد انّ» چشم تو، چشمهی خوبی و صفا
«اشهد انّ» حسن تو، غبطه خورد بر آن پری
«اشهد انّ» حال تو، مایهی رشک اولیا
«اشهد انّ» سینهات، صافی ابر پاکدل
«اشهد انّ» چهرهات، روشنی ستارهها
«حیّ علی» جنون جنون! دیدهی آغشته به خون
«حیّ علی» بدون چون! نیست در این سرا «چرا»
«حیّ علی» به سوی آن کو بردت به آسمان
«حیّ علی» دوان دوان، همچو خیال بادپا
«حیّ علی» شکر شکر، که ریزد از لب سحر!
«حیّ علی» گهر گهر، که بخشد از لبش به ما
«حیّ علی» طرب طرب، که عشق او شود سبب!
«حیّ علی» طلب طلب، که تا شوی ز خود رها...
لندن، ۱۰ ژانویهی ۲۰۰۷

نظرها
الله اكبر. الله اكبر و الله اكبر
Posted by: vahideh | January 10, 2007 12:21 PM
این چه حالست این ِ چه حالست این ِ چه حالست ...
Posted by: اشکان | January 10, 2007 4:02 PM
میبينم که حسابی در کار زايمان هستيد! طفل بعدی که بيايد، باز ما سفارش اصلاح چشم و ابرو میدهيم ها! گفته باشم!
Posted by: داريوش | January 10, 2007 5:23 PM
ترورریسم عریان است این شعر
Posted by: سیامک | January 10, 2007 7:16 PM
حي يا علي
حق يا علي
Posted by: naghmeh | January 10, 2007 8:10 PM
«حیّ علی» طلب طلب، که تا شوم ز خود رها...
Posted by: ابوذر | January 10, 2007 11:31 PM
چيزي نميتونم بگم! عاليه! فقط همين! نميشه چيزي گفت بايد بعد خوندنش فقط خاموش بود!
Posted by: **maryam | January 11, 2007 9:35 AM
very good job !
Ya Ali
Amir Abbas
Posted by: Amir Abbas | January 11, 2007 6:53 PM
به ولله ابن ملحم يا علي كفت ...
Posted by: naghmeh | January 11, 2007 7:32 PM
حق يا علي
هو يا علي
Posted by: naghmeh | January 11, 2007 7:51 PM
.......
Posted by: **maryam | January 12, 2007 7:21 AM
يا الله ...
يا الله ...
يا الله ...
....................
...
......
..
.
..........
..
.
.
.
www.eshghe-noor.blogfa.com
Posted by: مسافران نور | January 12, 2007 8:32 PM
مبارک است این شتاب.اخوی
Posted by: علیرضا | January 12, 2007 8:56 PM
خیلی خیلی محشر بود. خوشحالم که خارج از ایران در چنین حال و هوایی به سر می برید... اگر ایران بودید حتما شما را به دیدن شاهد دعوت می کردم که شاهد شب عید از هزار ماه برتر است....
از خواندن مطلب شما درمورد آن پیر که به خاطر تاخیر راهتان نداد بسیار متعجب شدم ...نشانه ای بود برایتان تا هر سپیدی را ب سپید ندانید! لیکن بدانید که بسیار کسانند در این ره که ناشناسند به خلق و شناسند به حق...اگر ایران آمدید شاهد را ببینید...
Posted by: مژگان | January 13, 2007 11:32 AM
اشهد ان شعر تو برد دل و دين مرا
Posted by: alimoini | January 13, 2007 3:07 PM
سلام
چه زيبا نوشته ايد. چيزي كه هميشه در درون من بود و نمي دانستم چيست مدتي است پيدايش كرده ام و حالا در سايت شما هم ديدم . من مي خواهم بدانم چرا در اين دنياي خاكي آمده ام. آمده ام كه چه كنم و بروم.
خسته نباشيد.
Posted by: fatemh | January 14, 2007 5:48 PM
نمیدونم اقامه ی اذان بود یا اذان ِ اقامه ... به هر سو ... دل از ما برد ...
Posted by: Lord | January 14, 2007 6:08 PM
چقدر قشنگ بود. خدا خيرتان بدهد. دل من را شاد كرديد. دعا مي كنم هميشه با عزت و سربلندي زندگي كنيد و دلتان را خدا هميشه شاد كند و ديگر بدرود.
Posted by: سومنات | January 17, 2007 9:23 AM
من طربم. طرب منم. زهره زند نوای من/عشق میان عاشقان شیوه کند برای من
عشق چو مست و خوش شود بیخود و کشمکش شود/ فاش کند چو بیدلان بر همگان هوای من...
خدا دلت را شاد کند که دلم را شاد کردی. خدا روح و روانت را آزاد بدارد که برای لحظاتی بند از پای روحم بر داشتی. خدا فرزندت سید احمد را چراغ دلت کند که چراغ دلم را سالهاست گرم و روشن نگاه داشته ای. خدا عاقبتت را به خیر کند که حال مرا خوش کردی.خدا دستت را بگیرد و به معراج برد که مرا از خاک به افلاک کشیدی.خدا دست و دلت را باز نگاه دارد که دلم را باز کردی.
همچنان خدا را بپرست و جفای خلق را به جان بخر و بر همه ی آنان شفقت آر که راه راست همین است.
دعای خیر پدر همواره بدرقه ی راهت باد.ان شاءالله
Posted by: سید احمد پدر | January 30, 2007 6:40 PM