« چه کس است این نگار تازه‌ی من؟! ۸ | صفحه‌ی اصلی | «حیّ علی» جنون جنون!.. ۱۰ »

سه شنبه ۱۹ دی ۸۵::January 9, 2007

تو همان صبح عید قربانی! ۹

گفتمت: مثل جویبارانی
نه! تو از جنس آبشارانی

از بلندای کوه، رقص‌کنان
می‌رسی تا مرا برقصانی!

همه ذرّات جان من را تو
برهانی ‌ز من، بخندانی!

ریزی ای آبشار پرگوهر
بر دلم گنج‌های سلطانی

تو چو ابری که بر لب خورشید
می‌زنی بوسه‌های بارانی

ببری رنج شهوت از تن من
بشکنی قفل پای زندانی

سر غم را بریده‌ای امروز
تو همان صبح عید قربانی!


لندن، ۹ ژانویه‌ی ۲۰۰۷

مطالب مرتبط

نظرها

قربانيت قبول ساحت حق!

عيد بر همه حقيقت طلبان مبارك

عالی بود. ممنون.
عیدتون هم مبارک

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Powered by
Movable Type 3.34