January 7, 2007
چو بهاران، دل من عزم شکفتن دارد! ۲
آن نگاری که مرا عمر دگر داد که بود؟
او که از خندهی خورشید خبر داد که بود؟
آن که یکباره به بیکارگی انداخت مرا
با نگاهی به دلم عزم سفر داد که بود؟
پرده از چهرهی چون آینه انداخت شبی
دین و ایمانم از آن رو به خطر داد که بود؟
همه گرمی همه مستی همه هستی همه لطف
به دل خستهی من وقت سحر داد که بود؟
آن که در سردی این تیرهشبان گرمایی
به من از دولت آن شور و شرر داد که بود؟
بیخبر آمد و یک پنجره سوغاتی ناب
به من از روشنی نور نظر داد که بود؟
چو بهاران، دل من عزم شکفتن دارد
آن که درسی به دل از شاخهی تر داد که بود؟
لندن، ۷ ژانویهی ۲۰۰۷
سفر روحم آرزوست
Posted by: naghmeh at January 11, 2007 8:22 PMدل حسود است به اشعار دل انگيز شما
شرح حال دل ديوانه ي من بود به آواز شما
قصه ي عشق به دستان به دستان گفتند
باد همواره پر شور و شعف ساز هم آواز شما
بنده بابت عيدي كه دارد مي آيد از شما در وبلاگستان عيدي نگيرم از كه بگيرم؟ به نوائي يا شعري خلاصه چيزي دلمان را خوش كنيد برادر جان.
Posted by: سوشیانت at January 7, 2007 2:14 PMیک نفر هست که همواره دل
ضربان نفس بیدل دیوانه اوست
پایدار باشید و پرشور از دم آن "نگار آینه رو"
انوشه
سلام آقاي سام.
همينطوري اتفاقي سر زدم ديدم تاريخ آخرين مطلب 17 دي. واقعا خيلي خيلي خوشحال شدم كه دوباره شروع به نوشتن كرديد. متاسفانه من چند وقتيه كه زياد نمي تونم سر بزنم به اينترنت و هر يكي دو هفته سر مي زنم. الانم دارم ميرم تا دو سه هفت ديگه. اما حتما در اولين فرصت دوباره ميام و تمام مطالب قبلي رو مي خونم.
به اميد پيروزي و موفقيت هر چه بيشتر براي شما و خانواده محترم
و به اميد ديدار دوباره و به فيض رسوندن من از سخنان و صداي دل انگيز سازتون و همچنين به اميد روزي كه برم و آلبوم سوم شما رو از بخرم.
ارادتمند بهمن محدثي
Posted by: bahman m. at January 7, 2007 5:09 AM