January 6, 2007
رویی به من نموده، خواب از سرم ربوده! ۱
آن مهربان که لطفی شاهانه کرد دل را
رویی نمود و زان پس دیوانه کرد دل را
چون آفتاب خندان تابید بر دل و جان
با عقل سرد مسکین، بیگانه کرد دل را!
سلطان و میر من او، گنج ضمیر من او
آباد و شاد و آزاد، ویرانه کرد دل را!
رویی به من نموده، خواب از سرم ربوده
مهمان از آن شراب جانانه کرد دل را
گرچه زبان امروز با لفظ «می» غریب است
با چه زبان بگویم، میخانه کرد دل را؟!
لندن، ۶ ژانویهی ۲۰۰۷
امير حسين سام January 6, 2007 11:14 PM
Comments
ديكه عاشق شدن ناز كشيدن فايده نداره نداره ...
Posted by: naghmeh at January 9, 2007 8:43 PMPost a comment
