December 21, 2006

شب یلدا

خوب شب یلداست و دوستان شوخیشان گل کرده و ما را هم گرفتار کرده‌اند!! «بازی شب یلدا» که برخی در وبلاگستان راه انداخته‌اند از این قرار است که هر کسی  پنج نکته در مورد خودش بنویسد که شاید دوستانش در مورد آن ندانند!  شش ماه است که به علت مشغله‌ی فراوان طبابت و تحقیق و تالیف (و برخی دلایل دیگر)  چیزی ننوشته‌ام. از قضا دوست موسیقیدانم سجاد پورقناد هم امشب در ایميلی از «یک سبد آواز نو» پرسیده بود!

این هم پنج نکته‌ی حقیر:

۱. چهار-پنج سالم که بود به زور گفتم پدربزرگم برایم عبا و عمامه خرید! روزها از بالکن خانه‌ برای رهگذران قرآن می‌خواندم و وعظ و خطابه می‌کردم!!! اگر در فاصله‌ی سالهای ۶۱-۶۲ از محله‌ی محمودیه و کوچه‌ی توتیا گذشته‌‌ بودید و از یک آخوند پنج ساله‌ی دیوانه خنده‌تان گرفته بود حالا می‌دانید کیست.

۲. پیش از همه‌ی کارهای دیگری که امروز می‌کنم، نقاشی می‌کردم. پس از سالها چند شب پیش عشق نقاشیم گل کرد و یک طرح با خودکار از نیمرخ پسرم در ۴-۵ دقیقه کشیدم.

۳. یک بار در عمرم آشپزی کردم. آن هم آبگوشتی بود که شب تولد پسرم از روی «کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز» پختم. می‌گفتند آبگوشت شیرافزاست!!

۴. در شبانه روز تعداد غیرقابل تصوری دایت کوک (کوکای رژیمی) می‌خورم.

۵.به محض اینکه اندکی پول پیدا کنم باز آهنگ ضبط می‌کنم و می‌دهم اشکان کمانگری بخواند!!

حالا از شوخی گذشته این هم دوبیت شعر که چند سال پیش به استقبال کریستمس گفتم:

نفس مسیح آمد که سلام جان رساند
دل خواب و خسته‌ات را خبر نهان رساند
دم صبح برف تازه که به بام‌ها نشیند
بنگر نشان نو را که ز بی‌نشان رساند...

امير حسين سام December 21, 2006 11:47 PM
Comments

سلام
خوشحالم كه باز "يك سيبد آواز نو " به روز شد
خوش باشيد و خرم و در پناه حق

Posted by: sara at January 6, 2007 11:52 AM

چه خوب شد كه بر گشتي . غزلت هم بسيار زيبا بود.
در ضمن دلم برايت خيلي تنگ شده . انگار چند سال است كه نديدمت.
مواظب خودت همسر نازنينت و احمد عزيز باش.
خدا يارو نگهدار تان باد.

Posted by: Vahideh at December 28, 2006 10:43 PM

مبارك است مبارك

Posted by: seyedasam at December 28, 2006 9:52 PM

سلام
من دیر خبر دار شدم که بازگشتی. ماشاالله احمد هم توپول شده.خلاصه تبریک می گویم. منتظر کارهای بعدی هستیم.
با مهر
ایاز رزمجویی

Posted by: ayaz razmjooei at December 28, 2006 8:58 PM

شنيده بوديم كه بابا نوئل يا به گفته شما امروزي ها سانتا در كريسمس از دودكش ميايد و هديه مياورد . ولي گويا در اين زمانه همه چيز عوض شده است .بعضي چيزها بهتر وبسياري چيزها...... ولي سهم من در اين يلدا وكريسمس ار بهنرين ها بود هديه بازگشت شما فرزند نازنين و نه از دودكش . بلكه بر صفحه كامپيوبر و هديه اي به ما پير ترها .سرافراز باشيد جناب سام با كارهاي دل وروح افزايتان.

Posted by: jahangir at December 23, 2006 4:01 PM

سلام. یلدا مبارک ! خوشحالم که باز برگشتید و نوشتید... امیدوارم ادامه دار باشد.

Posted by: سجاد at December 22, 2006 3:59 PM

سلام

باز هم چشممان روشن شد و گوش جانمان صيقل خورد وقتي يك سبد آواز نوي تازه شده را ديدم
يلدا چه هديه ايي از اين بهتر مي توانست داشته ياشد برايم

پایدار یاشید.

Posted by: بابک at December 22, 2006 1:16 AM

آقا پس آن پنج تای ديگر کجا رفتند؟ هيج کسی را توی اين وبلاگستان نمی‌شناسيد؟

Posted by: The cycling patient! at December 21, 2006 11:17 PM
Post a comment









Remember personal info?