April 11, 2006
مادر
در کنسرت لندن گروه «سایه» قطعهای اجرا کردیم به نام «مادر». اگر چه صدابرداری این ضربی که در آواز دشتی ساخته شده است مطلوب نیست، اما آن را در پایین گذاشتم تا حال خوشی را که در حین اجرای آن داشتیم با شما قسمت کنیم.
(برای سهولت، میتوانيد از منوی فلش سمت راست صفحه، از بخش نغمهی روز، اين قطعه را گوش کنيد)
بشنوید: «مادر»، ساخته امیرحسین سام
کمانچه: سینا جهان آبادی
سهتار: امیر حسین سام
تنبک: امیرعلی سام
مادر رو شنيدم.خسته نباشين.عالي بود!
Posted by: **maryam at January 16, 2007 5:37 AMٍِسلام
خواستم در جواب آن دوست عزيزي كه از سازنده اين قطعه پرسيده اند كه چرا نام آنرا مادر نهاده اند در حاليكه ايشان را به ياد جواني مي اندازد كه در دل صحرا به دنبال قوت روزانه ميگردد, يا راننده اى كه جاده ها را به اميد موفقيت پسر در مى نوردد و يا كفاشي كه به زخم هاى زندگى بخيه مىزند ياد آورى كنم : همواره دلى براى همه آنها مى تپد , چشمي نگران آنها و زباني مشوق تلاش آنهاست و به آنها نويد مي دهد كه تولدى ديگر در راه است .
و آن چشم و دل و زبان كسي نمي تواند باشد جز يك مادر.
سلام ...خوبين ؟
براي شماو دوست عزيزم ...كه واقعا حق استادي بر گردنم داره ...آقاي كمانگري و همه ي اعضا گروهتون آرزوي موفقيت مي كنم
خيلي خوشحالم ...از ته دل ....
شاد و پيروز و سر بلند باشيد
به اميد ديدار.
سلام و درود بر شما و جماعت سايه. كم سعادتي است نبودن در جمع با صفاي شما. مي دانم كه روزي نصيبم ميشود. خوش باشيد يا حق
Posted by: mahdi at April 14, 2006 5:28 PMدوست داشتم كنسرت رو شركت كنم...نشد...يه افسوس موند و...قطعه مادر پر از حساي كهنه و نو بود براي من...موفق باشي.
Posted by: مهسا at April 13, 2006 9:13 PMواقعا زيبا بود...مثل هميشه...!!!
Posted by: Nahal at April 12, 2006 11:01 PMكشاورز جواني كه در دل صحرا عرق ريزان بدنبال قوت روزانه ست راننده اي كه روز و شب جاده ها را ميپيمايد تا پسرش در يك دبيرستان خوب درس بخواند معلمي كه طول مسافت روزانه به جور كردن سربرج ته برج ميانديشد كفاشي كه دارد بخيه به زخم هاي زندگي ميزند ومادري كه نميداند با خرج روزانه چه كند. تلاش تلاش بازهم تلاش جاده بي پايان همه اينها با شنيدن قطعه مادر در ذهن من بيدار شده اند جرا اسم اين قطعه را مادر گذاشته اي. يك بار ديگر گوش كن.
Posted by: at April 12, 2006 1:57 PMbesiyar khoshhal hastam ke emshab be in gheteye ziba ba name madar goosh dadam va khoshhal tar az an ke ba gorohe azizi be esme sayeh va azizane javane tashkil dahandeye in goroh ashna mishavam.......omidvaram rozi na ziad dor eftekhare hamdeli dar kenare shoma doostan e aziz ra dashteh bahsam ......
be omid yek del shodane hameye delshodegan
Posted by: saleh rozati at April 11, 2006 11:03 PMاز درگاه باري تعالي، آرزوي ادامه موفقيت شما را دارم.
Posted by: kamen at April 11, 2006 9:42 PMفصل جديد زندگيتان ...مادري ساراي عزيز ...و پدر شدن شما سرشار از تجربه هاي ناب و بكر ...
Posted by: fatemeh shams at April 11, 2006 6:59 PMسلام.من مدتي است براي خواندن اخبار موسيقي به وبلاگ شما سر ميزنم. اما تا كنون نوشته هاي شما را نخوانده بودم.امروز كه با چشم دل نوشته هاي شما را ديدم وخواندم وبا گوش جان كارهايتان را شنيدم,نتوانستم برايتان چيزي ننويسم.ازنامي كه براي گروهتان انتخاب كرده ايد,از هنري كه به نمايش گذاشته ايد,از دل سوخته و نگراني كه براي موسيقي ايران داريد.....كه همه مرغان هماواز پراكنده شدند........تنها مي توانم تحسينتان كنم واميد دارم كه شاهد هنر شما در ايران باشيم.يگانه هنرمند جهان,خداي مهربان يارتان باد. اين دل همچو چنگ را مست و خراب و دنگ را زخمه به كف گرفته ام همچو سه تار ميزنم.
Posted by: sara at April 11, 2006 12:25 PMsalaam,kheili kare khoobi bood,omidvaram saale kheili por baari bashe baratoon ...man yeki az khanandeha va shenavandehaye weblogetoonam ke be tazegi bahash ashnaa shodam....movafagh va movafaghtar bashid...leila
Posted by: leila at April 10, 2006 8:39 PM