March 12, 2006
آمد خبری از آن دلارام
این خنده که بر لب بهار است
از خندهی دوست یادگار است
خورشید که نور چشم و دلهاست
روشن ز دو چشم آن نگار است
آمد خبری از آن دلارام
بنگر که دلم چه بیقرار است!
چون باد که سر ز پا ندانَد
بر مرکب موی او سوار است
ماهیست، به خاک خو ندارد
دریا طلبد که زان دیار است
تنها نه منم شکار این دام
در بند تو صید بیشمار است
عشقی که به عطر یاس مانَد
پنهان چه کنم که آشکار است
salam. aghaye amirali sam man amirjahed vakilzadeh hastam emrooz tasadofan va baraye avalin bar in weblog ro didam va kheili khoshhalam ke ba shoma ertebat bar gharar konam. man dar uk (bristol) zendegi mikonam . age momkene e maile shoma ro dashte basham . movafagh bashid. eradatmand a.j.v
Posted by: amir jahed vakilzadeh at October 23, 2006 11:24 PMسلام ، شعر بود وشور انگیز ،
در بار گاه عشق شما بار یافتم
دل را درین بهشت گرفتار یافتم
با این که چهره های مجازی ندیدنیست
شادم ازین که فرصت دیدار یافتم
با سلام بسيار خوشحالم كه با چنين وب سايتي آشنا شده ام .چون پرداختن وتوجه به سنتها يك جور ارزش است . موفق باشيد .
سلام دكتر عزيز... جان و جسم را با هم طبابت مي كني! دلمان تنگ
زخمه هايت است
تنها نه منم شکار این دام
در بند تو صید بیشمار است
نوروز مبارك باد!
سلام دوست هنرمند وهنردوست اينجانب حميد رضا آفريده افتخار دارم که از اين طريق با شما درباره هنر موسيقي رويدادها اشخاص وتا ريخچه موسيقي اين ملک با شما در ارتباط باشم . آیا با تبادل لینک موافقی؟ خوشحال میشم که در وبلاگ هم دیگه جز پیوندهای همدیگه با شیم و بتونیم هم دیگر رو بیشتر معرفی کنیم ممنون به من اطلاع بده
می بینمت
www.afarideh4.blogfa.com
"بزن بزن كه صداي ساز تو بال پرواز است "
بخوان كه زمزمه ات رودخانه راز است
تو با ترانه خود گريه ميكني "عاشق"
بخوان كه با تو دل خسته ام همه آواز است
صداي ساز تو ابري شد وبه گريه نشست
چه بركه ايست كه با سينه تو دمساز است
بخوان كه ريزش باران تلخ نغمه تو
براي گريه من بهترين سرآغاز است
بيا كه هر دو غريب ديار خويشتنيم
"بزن "كه در دل ما درد نغمه پرداز است
salam Dooste aziz
midanam hesabi montazere bargozari Conserti,va midanam yek entezare shirine digari ham mikeshi ke hatman be moghe khabarash ra va nam o neshanash ra be maa ham midahi.omidvaram emsaal ,saali khosh baraye shoma va lajaram maa bashad.va saali ke nekoost az baharash peydast.emrooz daghighan salgarde hozooretan dar kolbaye maa dar Shiraz hast,omidvaram ke agar maghdoor ast binandegane inja ra ham dar lezzati ke ma bordim va sharabi ke maa khordim sahim konid va File anra dar inja gharar dahid va albate na az anjahat ke dar shiraz ejra shode,balke az anjahat ke shoma ejra kardid.
omidvaram bezood CD va DVD va VCD va... in concert montasher shavad.
be omide didare shoma
salam beresanid
سلام
اميدوارم هر لحظه بهاري باشيد
سخت به ذوق میدهد باد ز بوستان نشان
صبح دمید و روز شد خیز و چراغ وانشان
گر همه خلق را چو من بیدل و مست میکنی
روی به صالحان نما خمر به زاهدان چشان
طایفهای سماع را عیب کنند و عشق را
زمزمهای بیار خوش تا بروند ناخوشان
خرقه بگیر و می بده باده بیار و غم ببر
بیخبرست عاقل از لذت عیش بیهشان
سوختگان عشق را دود به سقف میرود
وقع ندارد این سخن پیش فسرده آتشان
رقص حلال بایدت سنت اهل معرفت
دنیا زیر پای نه دست به آخرت فشان
تیغ به خفیه میخورم آه نهفته میکنم
گوش کجا که بشنود ناله زار خامشان
چند نصیحتم کنی کز پی نیکوان مرو
چون نروم که بیخودم شوق همیبرد کشان
من نه به وقت خویشتن پیر و شکسته بودهام
موی سپید میکند چشم سیاه اکدشان
بوی بهشت میدهد ما به عذاب در گرو
آب حیات میرود ما تن خویشتن کشان
باد بهار و بوی گل متفقند سعدیا
چون تو فصیح بلبلی حیف بود ز خامشان
مي بخشيد طولاني شد حيفم آمد كامل ننويسم
پايدار باشيد و پيوسته در خور عنايات او
يا حق
دوست عزيز با سلا م و خسته نباشيد
اميدوارم سال خوبي را پيش رو داشته باشيد.از اينكه با شما هنرمند ارجمند آشنا شدم خوشحالم.مدتي است به دنبال اهل دلي ميگردم خوشحال شدم كه با شما و آثار زيبا ي شما آشنا شدم.
در پايان هم قطعه شعر بهاري خود را به شما تقديم ميكنم:
باز آمد نو بهار
تا به یاد من و تو آرد،سلا م شکوفه ها را
سلام عشق را ،باران را
و نغمه ی بلبلکان بر سر شاخسارها
باز آمد نو بهار
باز بوی عیدی و هفت سین آمد
بوی سنت، بوی قرن ها یاد و خاطره
باز یاد بازی گوشی های من و تو در عطر گل باران شکوفه ها
در شهر عشق
باز یاد جویبار لحظه ها ،از پس هم آمدو رفت
باز آمد نو بهار
تا من تو از عشق بگوییم و
همچنان بمانیم بر سر عهد کهن
که چیزی به جز از عشق نبود عهد میان من وتو
باز آمد نو بهار...
ز بهار و یار دارم دل شاد وشادمانی
که از آن بهار گوید دل هر پیر و جوانی
بی رخت ای نگارا من ندارم روزگار نوجوانی
بی تو من غروب عشقم در بهار زندگانی
Posted by: mahdi at March 25, 2006 3:19 PMسلام و درود
تقارن بهار نام حسين(ع) و بهار طبيعت
بر همه بزرگواران و عزيزان ميمون و خجسته باد.
روزهایی خوش و خرم در پیش داشته باشید.
سلام جناب سام و ديگر دوستان
بهار خرمتان مبارك باد و دلتان هميشه خرم و شاد.
...و اما
مطلب پایانی وبلاگ "نواهای ایرانی" در سال 84:
نمایشگاه مطالب وبلاگ "نواهای ایرانی"
وبلاگ نويسي ميداني براي بروز خلاقيت ها
و آن چه در "نواهاي ايراني" گذشت.
Posted by: reza at March 19, 2006 8:12 AMهرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق....
برادر عزيز
در اين روزها كه همه سر خوش وخندان و پر هياهو به استقبال بهار ميروند تك ستاره اي كم نظير در موسيقي ايران زمين به آسمانها شتافت تا راه را براي رسيدن بهار روشنتر سازد بنواز به ياد استاد تجويدي و براي او بنواز
مي رسد اينك بهار خوش به حال روزگار
ارزو ميكنم كه در همه لحظات زندگي همچون بهار در حال نو شدن باشي
Posted by: at March 15, 2006 7:12 PMبه دلارام بگو اي نفس باد سحر
كار ما همچو سحر با نفسي افتادست
Doroud bar to
سلام عزيز.....من يكي از شعر هاتون رو ...با آدرس ..تو سايتم نوشنم ....ممنون ..به ديدارم بيا .....
Posted by: mir at March 14, 2006 12:59 PMماه من چهره بر افروز که آمد شب عيد
عيد در چهره چون ماه تو می بايد ديد
اميد که توفيق شنيدن اجرای اين غزلهای بسيار دلنشين را در وبلاگتان داشته باشيم.
چون هميشه پايدار باشيد و پر احساس
عيد است و آخر گل و ياران در انتظار
ساقي به روي شاه ببين ماه و مي بيار
دل بر گرفته بودم از ايام گل ولي
كاري بكرد همت پاكان روزه دار
جز نقد جان به دست ندارم شراب كو
كاين نيز بر كرشمه "ساقي " كنم نثار
خوش دولتيست خرم وخوش خسروي كريم
يا رب زچشم زخم زمانش نگاه دار
