February 9, 2006
یک سبد آواز نو
اندک اندک «یک سبد آواز نو» یک ساله میشود. دلم پر از مهر و امید میشود وقتی میبینم که امروز دوستان نادیده بسیاری دارم «بهتر از آب روان». دوستانی که شعر و موسیقی سرزمینمان ایران را، عاشقانه دوست دارند.
«صبح، بهار، باران» که منتشر شد دریافتم که موسیقی ملی ایران اگر توسط خوانندهای معروف اجرا نشده باشد به هیچ وجه در بازار موسیقی کشورمان پخش نخواهد شد. پس از آن «یک سبد آواز نو» را بهانهای قرار دادم تا موسیقی و شعری را که عاشقانه ساخته و نواخته بودم با دوستان همدل تقسیم کنم.
موسیقی از نوع «میدانم که میآیی» که حاصل عشق بود و هیچ وقت از رسانه ملی ایران (تلویزیون) دیده و شنیده نشد و در هیچ نوارفروشی پخش نشد. «یک سبد آواز نو» مجالی فراهم کرد تا پارهای دلهای عاشق با آن نوا، رقصان و دستافشان شوند.
و بعد از آن بار دیگر «زرد، سرخ، ارغوانی» منتشر میشود و من در تمام لحظات ضبط کار میدانستم که عاقبتی بهتر از «صبح، بهار ، باران» نخواهد داشت. و با خود میگفتم هدف آن است که این نغمهها را در عالم بپراکنیم. اگر هیچ جا هم پخش نشد، آن را از «یک سبد آواز نو» به گوش هوش دوستدارانش میرسانم.
«زرد، سرخ، ارغوانی» منتشر شد و با همه کاستیهایش یک خوبی داشت و آن اینکه در آن عقل حسابگر هیچ فرصتی برای تاجری پیدا نکرد. و من امروز دلشادم از آن که در بسیاری سایتها شعر و موسیقی ما هست بینام و نشانی از ما. چرا که هدف ما شناساندن خودمان نبود. هدف آن بود که شما هم نغمههای ساده و بیپیرایه تنهاییهای ما را بشنوید. و اگر در این میان با شنیدن این نغمهها پردهای از اشک شوق بر چشمان عاشقی بنشیند، من خدا را هزاران بار شکر میکنم.
از دوستانی که پیام فرستادند صمیمانه تشکر میکنم. سعی کردم از تکتک کسانی که «ایمیل» خود را در انتهای پیامها گذاشته بودند، جداگانه تشکر کنم. و در اینجا از آن دوستان بزرگواری که نام و نشانی از خود نگذاشته بودند سپاسگزاری میکنم. در انتهای مطلب نام سایتهایی را که در آنها از «زرد، سرخ، ارغوانی» سخنی رفته بود و از آنها با خبر شدم آوردهام، و از تکتک این دوستان مهربان ممنونم.
نگاهی کوتاه به این سایتها خبر از طیف وسیعی میدهد که با همه اختلاف نظرهایی که با یکدیگر و با نگارنده دارند در عشق به شعر و موسیقی ملی ایران با هم مشترکند. این نکته مرا به یاد خاطرهای انداخت از کنسرتی که چندین سال پیش به همت پدرم در لندن برگزار کردیم و کسی باور نمیکرد که طیف گسترده شرکتکننده در آن کنسرت با همه اختلاف نظرهایی که با هم داشتند در کنار هم دیده شوند! و یاد آن شاعر کهنسال افغان به خیر که پس از کنسرت فریاد زد «عجبا که کافر و مسلمان را زیر یک سقف جمع کردید!!».
شرمندهام از دوستانی که مشتاقانه در جستجوی «زرد، سرخ، ارغوانی» هستند و آن را نمییابند. با این حال از «اشکان کمانگری» شنیدم که شرکت «ایران گام» هر تعداد سیدی که دوستان بخواهند برای آنها میفرستد (شماره تلفن: 66412237). دوستان میتوانند همت کنند و از نوار فروشیهای آشنا بخواهند که برایشان سفارش بدهند. در تهران هم «زرد، سرخ، ارغوانی» را میتوانید از شرکت «بتهون» (میرداماد، نرسیده به میدان محسنی، تلفن: 22253776) تهیه کنید.
و باز مولانا به یادم میآورد که:
«سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو
من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو...»
«زرد، سرخ، ارغوانی» در دیگر سایتها:
1.مسعود بهنود
2.خوابگرد
3.هفتان
4.ملکوت
5.سارا
6.ساغر
7.پرنیان
8.رسانه
9.زیتون
10.مازیار
11.نهفت
12.لاکومه
13.قاصدک
14. آرامش
15.سکوت
16.مهدیده
17.دل آرام
18.خاتونک
19.آفرينش
20.سوخته
21.سفیلان
22.زنده رود
23.وعدهگاه
24.نیمسایه
25.فریادنامه
26.کلاغ سبز
27.حدیث دل
28.سورملینا
29.بی خبری
30.دالان سبز
31.یک پزشک
32.پرده ناتمام
33.اندیشه آزاد
34.حس پنهان
35.چهارمضراب
36.ترانه مجهول
37.سیاه مشق
38.رادیو قاصدک
39.تنبور شمس
40.ریحون بنفش
41.کولی شرقی
42.وقایع اتفاقیه
43. نوشت افکار
Lady Midnight.44
45.خندههای شراب
46.هزار و یک روزنه
47.آونگ خاطرههای ما
48.دریای کبود لاجوردی
49.یادداشتهای سوخته
50.هوای پریدن آبی است
51.فتوبلاگ میرزاحسامالدین
52.نامههای سوشیانت هزارم
53.بلاگ نیوز (هزار و یک روزنه)
54.دلتنگيهاي نقاش خيابان 48
55.نوشتههای بیسرنوشت من
56.نامههایی که فرستاده (ن)شد
57. فقط براي ريتايي كه مي شناسمش
به نام خدا
سلام
چند ماه پيش از طريق برنامه نيستان با شما آشنا شدم و متاسفم از اينكه اينقدر دير به وبلاگ شما سر زدم.ميخواهم مطالعاتم را در زمينه موسيقي سنتي ايران گسترش دهم.آيا ميتوانيد به من كمك كنيد؟
با تشكر
خدا حافظ
امير حسين عزيز
آدرس سايتم را برايت مي فرستم . تحفه اي است ناقابل
www.amirinia.com
سلام
مهربان آگاه
اميرحسين عزيز
روز به روز / لحظه در لحظه / رو يايي / كمينه اي بي وسوسه/ مي بينمت و شادم مي كني / قدم نورسيده ات را در اين بهار تبريكت مي گويم / مي دانم كه حتما در يك سبد آواز بزرگش مي كني / دمي غنيمت بود برايم/ شاد و برقرار باشي / ياد سرمشق محكمي كه درگير انضباط پدرت كه در آن اتاق بالايي خانه تان به تو مي داد افتادم و خداحافظي ما از همان پشت ميز ناهارخوري تان.... و من به راهي فكر مي كردم كه بايد تا سمنان مي رفتم ... 9 سالگي ... چه زود گذشت! ...
سلام ما را برسان !
سلام
سال نو مبارك
جناب سام، به خاطر تلاشتون و هدف بزرگ و زيباتون به شما تبريك ميگم. مطمئن باشيد موسيقي ارزشمند هميشه شنونده خودش رو پيدا مي كنه. «صبح، بهار، باران» رو در آغاز انتشارش خريدم و از گوش كردنش لذت بردم و تنها افسوسم اين بود كه CD اون رو پيدا نكردم (متاسفانه كيفيت ضبط كاست مطلوب نبود). مطلبتون رو در سال جديد خوندم، بهترين آرزو ها رو براتون دارم و اميدوارم در سال جديد با اميد و پر انرژي تر از گذشته به فعاليتتون ادامه بديد. پيروز و پاينده باشيد.
be name khoda . ba arze slam khedmate shoma , man az alaghemandane be mosighiye sonnati hastam .
az inke dar motalebetoon be khosoos dar morede ostad lotfi va ostad derakhshani pardakhtid mamnoonam.
agar tamayol be ertebate bishtar dashtid hatman be man mail bezanid .
alireza rezaee84/12/12
امیر حسین سام و ارمغانی نو
مصاحبه رادیو قاصدک با امیر حسین سام ، آهنگساز، شاعر و نوازندهً جوان
روز یکشنبه ۱۹ ماه مارس ۲۰۰۶ در برنامهً مخصوص نوروزی بین ساعت ۵ عصر تا ۸ شب به وقت سوئیس و۲۸ اسفند ماه ۱۳۸۴ خورسیدی، ساعت ۷,۵ تا ۱۰,۵ شب به وقت ایران
با عرض سلام
من به تازگي با گروه و اثار شما اشنا شدم ولي در همين مدت كم واقعا شيفته هنر و سليقه تان گرديده ام و زبان خود را قاصر از بيان ميدانم و جدا از درگاه ايزد متعال موفقيت روز افزون و توفيق همگيتان را خواستارم .
تبريك مي گويم. دوهفته پيش استاد مجيد درخشاني دانمارك بود. ذكر خيرت شد.
Posted by: بیلی و من at February 21, 2006 1:13 AMسلام آقاي سام
من امروز توسط دوستي وبلاگ شما را ديدم. متاسفانه تا حالا اثري از شما نشنیده ام ولی با مطلب وبلاگتون حال کردم. و یک سالگی وبلاگتون رو تبریک میگم. من همیشه طرفدار کارهای اساتید جوان همچون علی قمصری و دیگر عزیزان بوده ام. امیدوارم که برایموسیقی این دیار پر بارتر باشید.
خوشحال میشوم به کلبه من بیایید.
dear Amir Hossein
I do apologise for writing in English as my laptop doesn't have Persian labels.
After a long search and demanding efforts , we were able to find " Zard, Sorkh , Arghavani"
Dast Marizad . Hagha ke mosighie asile Iran ra khub mifahmi va dar an tabahhor dari.
Har ruz be CD to dar hengame ranandegi va dar manzel gush mikonim ve lezzat mibarim.
Be omide inke ruze ensanha ghadr shenas shavand.
va be omide karhaye behtar va behtar.
Eradatmand
سلام آقاي سام.
خسته نباشيد.
آقاي سام ما بايد از شما تشكر كنيم كه اين تلاش رو شروع كرديد و با وجود وقت كمتون براي هممون وقت گذاشتيد.
با آرزوي موفقيت و پايداري شما در اين راه.
ارادتمند بهمن م.
Posted by: bahman m. at February 16, 2006 5:06 PMاز طريق شماره تلفني كه داده بوديد سي دي هاي شما رو تهيه كرديم(من و همكارم) هم براي خودم و هم براي هديه دادن به يك دوست عاشق.
ممنون از تمام زحماتتون و اعلام اين شماره كه كار ما رو راحت تر كرد.
به نام خدا
سلام
روزی از روزها خیلی اتفاقی در حین جستجو هایی که میکردم صفحه شما رو باز کردم.ناگهان نوای خوش اهنگی به گوشم رسید که من رو به خواندن مطالب اون صفحه تشویق کرد.
اون زمان در مورد به بازار امدن صبح بهار باران صحبت کرده بودید.با انکه این کاست در بازار اصفهان پیدا نمی شد به دوست نوار فروش قدیمی ام سپردم تا این کاست رو پیدا کنه.
بعد از شنیدنش خیلی خوشحال شدم.از این بابت که چند نفر جوان انقدر شجاعت و جسارت و اصالت داشته اند که پا در عرصه موسیقی سنتی بگزارند.
به نظر من وجود استادان بزرگی که در عصر ما حاظر اند در عین انکه مایه افتخار موسیقی ما هستند اما شهرت و مهارت انها مانع از ان می شود که جوانان در این عرصه خودی نشان بدهند.
و در نهایت سر انجام قصه ان میشود که موسیقی ایرانی بدون وارث بماند.
امیدوارم که حرکت خالصانه شما تشویقی باشد برای دیگر جوانان تحصیل کننده موسیقی ایرانی
در ضمن من هنوز نتونستم کاست جدیدتون رو تهیه کنم. بهتر بود در طرح فروش از راه دور اداره پست کاستتون رو به فروش بگذارید
تو نغمه ی خویش را در «بیابان» رها کن
گوش از کرانتر کرانها آن را در می یابد....
روزی که «مرغ سحر» یا « خزان(بدیع زاده)» یا «کاروان » و « من از وز ازل...(بنان)» و امثال آنها ساخته شد . نه نوار کاست به دنیا آمده بود و نه سی دی بود و... تا چه رسد به اینترنت و وسایل امروزی. اما تجربه نشان داد اگر شعر ونغمه و ملودی ای در دل مردم بنشیند اندک اندک راه خود را باز می کند و اگر از هیچ رسانه ای پخش نشود و کسی آن را تولید و توزیع هم نکند به خانه های مردم و دلهای آنان راه خواهد یافت.مانند تمامی آثار ماندنی و اصیل جهان.
پس چه جای اندیشه و اندوه؟ اگر این کارهای عاشقانه مورد قبول طبع مردم صاحبنظر واقع شود . - به خواست خدا - همان سرنوشت را خواهند داشت.ولی به شما هنرمندان جوان هم حق می دهم که دوست دارید حاصل کار و هنر و زحمتتان را به چشم خود ببینید و حق هم دارید. آنها که عمری را پشت سر گذاشته اند بعضا همین طورند تا چه رسد به شما جوانان عزیز.
اما سخن حکمت آمیز ابوسعید را هم از یاد نبریم که فرمود : خلق بیشتر از آن در رنج اند که هر چیز را قبل از موعد آن طلب می کنند.
سید احمد سام
سلام. دوست گرامي آقاي سام عزيز! از لطفي كه به "يادداشت هاي سوخته" داشته و لينك داده ايد ممنونم. اما به عرضتان برسانم لينكتان را به آدرس زير تغيير دهيد. در اين صفحه من خدمتتان هستم. اگر هم خدمت ديگري از دستم بر مي آيد امر بفرمائيد.
http://imanmotahari.mihanblog.com/?PageId=3
با سپاس- مطهري-يادداشت هاي سوخته
سلام
فقط می توانم چون هميشه بگويم" جاری باشيد و سبد سبد آوازتان پر طراوت"
و به قول ريحانه عزيز
اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک
از آن گناه که نفعیرسد به غير چه باک
امير حسين عزيز ، همچنان بنوازيد بر دلهامان و پرده هاي روانمان رابا دستان هنرمند خويش بسمت دوستي و مهر بكناري زنيد ، كه اينروزها دلهامان به نوازش بيش از پيش محتاج است و سر هامان به هواي تازه. بيم ات مباد كه : آنان كه به ساز دل تو گوش مي كنند، با تو غم زمانه فراموش مي كنند.. روزگارت بي غم باد.
Posted by: kamen at February 12, 2006 9:44 AMمن که دسترسی به این سی دی ندارم ولی این قطعاتی رو که در اینجا گذاشتید بارها گوش دادم و هر بار بیشتر دوست داشتم. موفق باشید.
Posted by: هنگامه at February 11, 2006 2:44 PMجناب آقای سام عزیز سلام!
لطف کردید و در قسمت «زرد، سرخ، ارغوانی» در دیگر سایتها، نام وبلاگ مرا اضافه نمودید. اما متاسفانه گویا لینک آن ناصحیح است و به جای دیگری لینک شده. علی ایحال موجب امتنان است اگر آنرا تصحیح بفرمائید.
اصل آن اینست :
نامههای سوشیانت هزارم
http://1saoshyant.blogspot.com
سلام دوست گرامی
سالگرد تاسیس یک سبد آواز نو را تبریک می گویم.
پاینده و پر توان بمانید
امير حسين جان
ما كه اسير تو شده ايم ولي راستش ديدم جا دارد از مرغ عشق اين اثر (اشكان) هم يادي بكنم. فكر ميكنم اين همه عاشقانه كه براي تصنيف زرد-سرخ-ارغواني گفته ميشود - گذشته از آهنگسازي بي نظير آن- عكس العمل ناخودآگاه شنونده به صداي پخته ولي با طراوت و جوان اشكان است كه از سينه اي پاك و چاك در ميآيد. به نظرم اين خوشايندي را در صداي هيچ استاد پيري نميتوان يافت. از جانب من به او تبريك بگو و بگو كه به فكر يك وب سايت باشد.
چراغ عشق تو اي شعله ور باد...
گروه سايه ات هم پايور باد...(لطفا خودت درستش كن)
كورش
يک سبد نه ، که خرمن خرمن آواز عشقت را بی من و ما به گلستان شعر و موسیقی تقديم کرده ای ... تا باد چنين بادا ... همچنان مستانه بنوش و جرعه ای نيز بر خاک ريز که ما را نيز نفعی افتد که شرابت مستی ای عجب دارد ، چرا که :
مست شراب عشق او ذوق خوشی دارد مدام
يک جرعه ای از جام او خوشتر ز صد جام جم است
تنها چيزي كه ميتوانم بگويم اين است كه يك جنين با آواي" مي دانم كه مي آيي "انس گرفت و اكنون اين نوپاي كوچك به شنيدن "مي دانم كه مي آيي" هر جا كه باشد مي ايستد و سراپا گوش مي شود. شاد باشيد و هميشه پويا
Posted by: yas at February 10, 2006 2:35 AMآقاي سام گرامي ! سلام
عرض ارادت بنده را به جنابعالي و همه دوستانتان پذيرا باشيد .
بنده چند ساليست _ البته بطور غير مداوم _ كه خردك سه تاري مي زنم و اندك آوازي مي خوانم . چندي پيش بر روي يكي از غزلهاي زيباي حافظ با مطلع " بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم " تصنيفي در دستگاه شور ساخته ام . بسيار مشتاقم كه صاحب نظري چون شما و ديگر دوستانتان آنرا شنيده و در صورت لزوم اصلاح نماييد .مايه امتنان اينجانب خواهد شد اگر راهي براي ارايه حضوري آن پيشنهاد فرماييد .
با آرزوي سلامتي و بهروزي
علي
طيب الله آقا! بسيار نيکو کاری کرديد که بعد از اين همه مدت نوشتيد. «يک سبد آواز نو» اگر بعد از دوستی و آشنايیمان متولد شد، اما رشتههای مهر و الفت را هم استوارتر کرد که در آن سخن از مهر بود و دوستی و مروت و ادای حق صحبت و حريف شعر و شعور بودن. و «اين سخن کوتاه کردم، باقی اين در دل است» . . . پس باز هم:
پرده بگردان و بزن ساز نو
هين که رسيد از فلک آواز نو . . .
