October 23, 2005
یک آواز آسمانی
یکی از رسالتهای فراموش شده آهنگسازان، تلاش برای پیدا کردن و معرفی خوانندگان مستعد جوان است. با این حال، در روزگار آشفته ما، آهنگسازان ترجیح دادهاند به جای جستجوی استعدادهای نهفته، به دنبال معرفی بهتر کار خود از طریق خوانندگان مشهور باشند.
«اشکان کمانگری» جوانی بیست و یک ساله است که تواناییهای او را در اجرای تصنیف و آواز در موسیقی ایرانی، در مجموعه «زرد، سرخ، ارغوانی» در آینده نزدیک خواهید شنید. صدای گرم و رسا، حس قوی و پشتکار ستودنی او از نشانههای امیدواری هرچه بیشتر به آینده موسیقی آوازی ایران است.
چند روز پیش، ابیاتی را از مثنوی شریف پشت تلفن برایش خواندم و از او خواستم تا مناجاتی در آواز افشاری بخواند و آن را در این ماه آسمانی به میهمانی سفره دلهامان بفرستد. به این آواز و مقدمه دلانگیر آن که توسط دوست صاحبدل و بزرگوارم «پاشا هنجنی»، نوازنده توانای نی اجرا شده است، گوش کنید.
ای خدای پاک و بی انباز و یار
دست گیر و جرم ما را در گذار
ای کمینهی بخششت ملک جهان
من چه گویم چون تو میدانی نهان
هم دعا از تو اجابت هم ز تو
ایمنی از تو مهابت هم ز تو
ای خدا ای فضل تو حاجت روا
با تو یاد هیچ کس نبود روا

مناجات: با صدای اشکان کمانگری
نی: پاشا هنجنی
کسانی که دسترسی به اينترنت با سرعت بالا ندارند میتوانند آواز افشاری اشکان کمانگری را از بخش نغمهی روز طربستان ملکوت گوش دهند.
October 18, 2005
باز مهمان لبت در رمضانم چه کنم
مینشیند سخنت در دل و جانم چه کنم
میشود همنفس نای نهانم چه کنم
دل شوریده من چون که شراب تو چشید
آنچنان گشت که از او به فغانم، چه کنم
نه عجب گر دلم از سردی این شب بگرفت
یار خورشید و سحرخنده آنم چه کنم
هین مگو چند ز صبح و نفسش یاد کنی
زنده است از دم او روح و روانم چه کنم
در دل چشم تو آن شعر چنان آب روان
خواندهام لیک نیاید به بیانم چه کنم
عهد کردم که دگر سفره دل نگشایم
عشق فریاد برآرد ز نهانم چه کنم
به رطب باز کنم روزه خود بار دگر
باز مهمان لبت در رمضانم چه کنم...
آذر 1380- لندن
October 09, 2005
پیانو و سهتار
دونوازی زیر را نیمهشبی برای رفع خستگی، هنگام ضبط آلبوم «زرد، سرخ، ارغوانی» نواختیم.
به آن به چشم یک گفتگوی خودمانی میان دو دوست خسته بنگرید!
بداههنوازی پیانو و سهتار با الهام از پارهای ملودیهای تصنیف «زرد، سرخ، ارغوانی»:
