December 21, 2005

برف نو برف نو سلام سلام

برف نو! برف نو! سلام سلام

چندين سال پيش، يك شب برفی سنگين لندن را غافلگير كرد. شهر تقريبا از حركت ايستاد و بيشتر مردمی كه در خيابان‌ها بودند، تا نزديك صبح به مقصد نرسيدند. من هم که از بيمارستان «رويال فری» به سمت خانه می‌رفتم و  گرفتار راه‌بندان شده بودم، ضبط كوچكم را از جيب درآوردم و از زبان مرحوم شاملو با برف نورسيده سلام و عليكی كردم.
آن زمان كه روی شعر شاملو آهنگ می ساختم احساس می‌كردم كه غزل او سخن خود من است. اینگونه است که در لحظاتی يك آهنگساز، شعری را كه سال ها پيش خوانده است ناخودآگاه با آهنگی نو زمزمه می‌كند. در آن هنگام گويی آهنگساز با شاعر یکی شده‌ و خود اوست كه آن شعر را از نو می‌سرايد. اين را مقايسه كنيد با آهنگسازی كه كتابی را باز می كند و ناگهان تصميم می گيرد روی شعرهايی كه انس و الفت ديرينی با آن ها ندارد آهنگ بسازد. نتيجه اين نوع كارها يا می شود موسيقی مبتذل صدا و سیما و يا آثار ديگری كه گاه تحت عنوان «نوآوری» منتشر مي‌شوند.

تصنيف «برف نو» با گروه سازهای ایرانی یک بار با صدای «سالار عقيلی» و بار دیگر با صدای «علی بيات» ضبط شده است. اجرای آن را با آواز «علی بيات» می توانيد در پايين گوش كنيد.

«برف نو»
غزل: احمد شاملو
آهنگساز: امیرحسین سام
آواز: علی بیات

برف نو! برف نو! سلام، سلام
بنشين، خوش نشسته‌ای بر بام

پاكی آوردی ای اميد سپيد
همه آلودگي‌ست اين ايام

راه شومی‌ست می زند مطرب
تلخواری‌ست می چكد در جام

اشكواری‌ست می كشد لبخند
ننگواري‌ست می تراشد نام

مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی كه برگسيخته دام

ره به هموار جای دشت افتاد
ای دريغا كه برنيايد گام

کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع برگرفته‌ایم از کام

خامسوزيم الغرض بدرود
تو فرود آی برف تازه سلام!

امير حسين سام December 21, 2005 3:00 PM
Comments

سلام این شعر زیبا رو من با صدای خود زنده یاد شاملو شنیده بودم ولی چون کیفیت خوبی نداشت دقیق بلد نبودم
واقعا ممنونم از تلاشتون جالب اینجاست که فقط 4 روز از زمستون امسال گذشته که من این شعر فوق العاده رو اینجا میبینم
پاینده باشید

Posted by: mohamad at December 25, 2007 9:12 PM

سلام اولين سايتي بود كه من از اون شعر برف نو شاملو را پيدا كردم خيلي خوشحال شدم مرسي از سليقه شما پيروز باشيد

Posted by: نسترن at December 19, 2006 5:22 AM

سلامي چو بوي خوش آشنايي
آقاي سام عزيز آنقدر زيبا ست اين تصنيف “زرد سرخ ارغواني “ كه فقط مي توانم بگويم بي صبرانه در انتظارم
هميشه جاري باشيد چون نغمه هاي پر طربتان‎

Posted by: انوشه at December 27, 2005 6:01 PM

برای آقای سياوش س.:

يک لبخند، يک بغل مهر و جهانی آرزوی پرنور!

Posted by: داريوش at December 26, 2005 10:52 AM

بيصبرانه منتظر آلبوم زرد و سرخ و ارغواني هستيم

Posted by: رضا at December 24, 2005 7:01 PM

خوشحالم که شمارو پیدا کردم.
اون همنوازی سه تا ر و پیانوتون موجبات خشنودی بسیاری از دوستان رو فراهم کرد.ما هم که شده خوراکمون.
موفق و دلشاد باشین.

Posted by: narges at December 24, 2005 5:07 AM

سلام. توضیح و مطلب آقای داریوش عزیز را در بخش کامنت های « نغمه» خواندم. از حسن ظن ایشان صمیمانه سپاسگزاری می کنم ولی خود را در حدی نمی بینم که یک به اصطلاح وبلاگ داشته باشم و هرروز -- یا هر از گاهی -- مطلب بنویسم و این سخن هم از سر تواضع و فروتنی های مرسوم ظاهری تهوع آور نیست که بو یشان از هفتصد فرسنگ دورتر هم مشام اهل صفا را می آزارد. راستش را بخواهید نگارنده ی این سطور هیچ شانی در این زمینه برای خود قائل نیست. فقط گاهی وقتها شنیدن نغمه ای و یا خواندن قطعه ای باعث می شود تا حس وحاصل یک عمر تجربه ی نه چندان با ارزش را در چند جمله به عنوان صرفا نظر یک خواننده -- یا شنونده -- با زبان و بیان الکن خود بیان کند.
با وجود این . بار هم از توجه و صفا ی داریوش تشکر و این ابیات خافظ را به او تقدیم می کنم:
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد/یک نکته ازین معنی گفتیم و همین باشد...
جام می و خون دل هریک به کسی دادند/در دایره ی قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود/کان شاهد بازاری وین پرده نشین باشد...
برای شما و داریوش و همه ی فرهنگی مردمان این روزگار کج مدار , آرزوی دل شاد, تن درست و سرانجام نیک دارم. سیاوش.س

Posted by: سیاوش.س at December 23, 2005 1:36 PM

خوشحالم كه با شما آشنا شدم. حس شما در نواختن سه تار آنقدر زيبا و آسماني بود كه ... من هم سال ها سه تار مي زدم و اكنون هم گاه گاهي. به همين خاطر ظرافت مناجاتهاي شما با سازتان را در حد توان خودم مي فهمم. برايتان آرزوي موفقيت مي كنم

Posted by: يه مرد اميدوار at December 22, 2005 1:22 PM

سلام...از شاملوي عزيز نوشتيد كه برايم تداعي اولين روزهاي نوجوانيست...روزهاي سرشاري كه با شاملو رنگ ميگرفت ...منتظر شنيدن شعرهاي ديگرش از زبان سه تارتان هستم... با اجازه آهنگ زيباي زرد و سرخ و ارغواني را ضميمه وبلاگم كردم با غزلي جديد منتظرتان هستم...باز هم همان آرزوي هميشگي...ديدارتان...گويا يكسال ديگر بايد برايش انتظار بكشم...كاش شما بياييد ايران...

Posted by: fatemeh shams at December 22, 2005 12:45 PM

HI
I saw your Dad on TV. good for you.
talk to you later
bye
I forgot I am Amir Abbas

Posted by: amir at December 22, 2005 10:27 AM

سلام دوست دوست داشتني آقاي سام.

شب يلدا مبارك. ان شا الله اعياد ايران از بين نروند و ما هر سال اين اعياد بزرگ را به هم تبريك بگوييم.

راستي آقاي سام آلبوم زرد سرخ ارغواني چي شد؟ انتظارمون داره تموم ميشه.

موفق و پيروز باشيد با سالها زندگي خوب و خوش و بي دردسر.

Posted by: kalaghsabz at December 21, 2005 5:03 PM

اگر شاملو در همه ی عمرش یک حرف حساب زده باشد همین است:
کام ما حاصل آن زمان آمد/که طمع برگرفته ایم از کام
کاش من می توانستم عملا به این توصیه عمل کنم. آنگاه هم خودم به آرامش می رسیدم وهم دیگران از دست و زبانم در امان می بودند.
خدا خودش قسمت کند تا به این راز بزرگ زندگی بیندیشیم و عمل کنیم.
ان شاءالله.

Posted by: سیاوش.س at December 21, 2005 2:43 PM
Post a comment









Remember personal info?