November 3, 2005
مقدمه صبح، بهار، باران در قاصدک
دیشب با دوست عزیزم طینوش بهرامی، نوازنده و ردیفدان صاحبنظر موسیقی ایرانی صحبت میکردم. در باب تشکیل کانون فرهنگی و هنری «ردیف» در انگلستان و همت ستودنی ایشان، در شکلگیری آن، در آینده بیشتر خواهم نوشت. از آنجا که «از سخن، سخن میشکافد»، از مصاحبه رادیو «قاصدک» با استاد«محمدرضا لطفی» سخن گفت که من تا امروز نشنیده بودم.
از گفتههای استاد بزرگ موسیقی ایرانی، محمدرضا لطفی، درسهای فراوان گرفتم. اما آنچه در آغاز این مصاحبه توجه حقیر را جلب کرد، استفاده گوینده خوشصدای رادیو «قاصدک» از مقدمهای است که در آلبوم «صبح، بهار، باران» نوشته بودم. گوینده محترم، مقدمهای که برای چهار استاد موسیقی ایرانی محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و محمدرضا لطفی، نوشته بودم «کلمه به کلمه» و بدون ذکر منبع میخواند (دقيقهی نه تا ده اين مصاحبه). البته این نوشته برای آن چهار بزرگوار نوشته شده و مسولین هنردوست رادیوی «قاصدک» به این نکته توجه نکردهاند که آنچه در مقدمه آن آلبوم آمده، زمانی معنی پیدا میکرد که نام دیگر آن بزرگواران نیز آورده میشد.
البته در ایران سالهاست که رعایت حقوق صاحبان آثار در رسانههای پارسی فراموش شده است.
مقدمه آلبوم «صبح، بهار، باران»:
موسيقی ملی و سنتی ايران در ربع قرن اخير به برکت ظهور و حضور چهار استاد بیبديل: محمد رضا شجريان، محمدرضا لطفی، حسين عليزاده و پرويز مشکاتيان، نشاط و طراوتی بیسابقه يافته است. انس کمنظير با گوهر رديف، همنشينی ديرينه با شعر پارسی، ممارست مداوم و از همه مهمتر شور و شيدايی درونی اين بزرگواران، جانی تازه در پيکر ستبر اما رنجديدهی موسيقی سرزمينمان دميده است. به پاس تمامی رنجهای صبورانه و عاشقانهای که اين عزيزان برای اعتلای موسيقی کشورمان بردهاند، مجموعهی «صبح، بهار، باران» به ايشان تقديم میشود.
با درود به آقای سام عزیز
من روی اینترنت جائی را که آلبوم "صبح بهار، باران" را بفروشند پیدا نکردم. ممکن است راهنمائی بفرمائید. کشور مورد نظر امریکا یا کانادا است.
سلام
25 سال قبل با " سام ها "آشنا شدم . اولين سامي كه مي شناختم .خود را وهر آنچه ميدانست و ميداشت .وام دار پدرش مي خواند.واز لحظات وداع با او آنچنان غمبار ميگفت . كه هنوز .........
شما هماني شديد كه او مي خواست .و سالهاي سال برايش از جان مايه گذارد.(البته من كاره اي نيستم)
اما.با وجود اينكه حافظه شعري ندارم . به ياد دارم آن مصرع را كه مي سرود.
هر آنكس ندارد نشان از پدر .......................
سام بزرگ . بسياري از مردمان را به راه هدايت خواند و كشاند .و هر گاه كه مجالي بود از ولي نعمتش ميگفت .(بياد دارم يكبار در سالگرد وي از وفاي به پيمانش در فروش ملك به مردمان درس وفاي به عهد ميداد.)
از سام بزرگ (پدر) . بيشتر به مردم بگوييد.
او لايق است و مردم نيازمند دانستن.(بسراي شعري از او)
قربانت
عباس
8 اسفند 1384
درود
جناب سام در گذشته لطف شما بيشتر نصيب حال خوانندگان وبلاگ مي شد!
نكنه خدايي ناكرده دلسرد شده باشيد از نوشتن مطلب و با ما بودن؟!
به اميد بازگشت همان روز هايي كه از رديف موسيقي ايراني برايمان ميگفتيد.
با سپاس و بدرود
سلام ... چرا پس ديگر چيزي نمي نويسيد ؟ صد بار تا حالا در اين مدت اينجا را چك كردم ... تو را به خدا دستي بجنبانيد ... رسم وفا نيست كه اول با شراب محبت ، دل را معتاد كنيد ، و در بامداد خماري ، شراب دريغ نماييد ... مطلب بنويسيد .... در انتظار پژمرديم !!!
Posted by: amir at November 17, 2005 10:52 PMسلام:مني كه از كودكي شيفته ي نواختن تاري بودم تاري كه هيچ وقت نداشتم...هميشه ياد دستان هنرمندتان آرامشم ميدهد.پيوسته گرم بنوازيد و عاشقانه...كاش ميتوانستم من هم....راستي سارا را سلام ميرسانيد؟كاش ببينمتان...زود...
Posted by: fatemehshams at November 15, 2005 6:39 PMhi
in badahe navazy 3tar wa piano kheyli marakast
mitoonin kamel taresh konin
؟
وقتی نمک می گندد چه می توان گفت؟
هر چند امکان اشتباه و غفلت را همیشه باید داد.
از بداههنوازیتان لذت بردم. شعر و موسیقی تان به طور عجیبی مجذوب می کند.
شاید دلیلش همان باشد که خود گفته اید:
سادگی و بی تکلفی
و خلوص
پایدار باشید
این که تازگی ندارد.اقای سام ما اگه بخوایم کار جدیدی بخریم جز کار کپی شده اوونم به زور و کلی خواهش و تمنا ,تازه به قیمت چندین برابر بهمون میدن.همین چند وقت پیش بود ,به سر نوشته "حسین جاوید"هم همین بلا اوومده بود.اقای سام ما که نباید گله کنیم .اخه از کی گله کنیم.کار از بغض کردنم گذشته.فقط باید تحمل کرد.ببخشید اقای سام کار جدید تون و کی میتونیم تهیه کنیم؟
Posted by: مرجان at November 6, 2005 7:06 AMسلام آقاي سام.
آقاي سام شما كاملا حق داريد اما متاسفانه نبايد ناراحت بشيد.
متاسفانه در ايران حق كپي رايت هيچ چيز رعايت نميشه و هر كدوم از ما كه در ايرانيم و اينجا نظر گذاشتيم به حتم از مطالب و برنامه ها و آهنگ هايي كه حق كپي رايت آنها رعايت نشده استفاده كرده ايم.
در ايران دولت خود شركت هايي داره كه كارشون كپي غير مجاز مثلا برنامه كامپيوتري است. كپي سي دي هاي مختلف هم كه كاملا عادي به يكي از مشاغل پر درآمد در ايران تبديل شده.
نمي دونم چي بگم به هر حال اميدوارم اين قوانين در ابران بهتر اجرا شود با اينكه بعيد مي دونم. اونم با اين وضعيتي كه پيش اومده.
ارادتمند ب.م
Amire aziz salAm
man sama hastam va yeki digar az mojriAne ghasedak va masoole aslie ghAsedak va movazaf beh javAbgooi beh soAle shomA
agar beh barnAmeh-hAye mA goosh konid, motevajeh mishid keh hich matlabi bedoone zekre manba ejrA nemisheh.
dar zemn mA az 99% weblog-nevisAn va sAhebane Site-hA barAye estefAdeh az matAlebeshoon ejAzeh gereftim va migirim
in matlab ro man az yeki az Site-hAye Interneti ( http://www.khabgard.com/?id=-316608447) entekhAb kardam, bedoone tavajoh beh nagArandeye An.
az bAbate inkeh esmi az manbae neveshteh zekr nashod, az hozoore shomA va ostAdAne digare moosighie sonnatie irAn, poozesh mitalabam.
ghAsedak rAdioiist bA matAlebe farhangi, honari va ejtemAii amA tAzeh-kAr, keh hanooz rAhe derAzi barAye yAd-giri dar pish dArad
sAdeghAneh migooyam, entekhAb matlab faghat be dailie neveshteye ziAbii bood keh shomA dar morede in OstAdAne gerAmi negAshteh boodid. gharaz tahrif va yA dastbord beh matlabe shomA nabood.
dar Ayandeh say khAhim kard beh in mozooe deghate bishtari bokonim va az ham-aknoon ejAzeye estefAdeh az matAlebe por mohtavAye www.sam.malakut.org ro begirim.
bA omide beh inkeh in khatAye mA (man) ro bar mA bebakhshAiid, cherA keh digare hamkarAne man faghat mojrie in matlab boodand.
man in hafteh dar ghAsedak in mozoo ro matrah khAham kard va bA shenavandegAn dar miAn khAham gozasht.
dar soorate inkeh soAli az bandeh dAshtid, dar khedmate shomA hastam va mojadadan az alAgheh-mandAne moosighe asile irAni talabe bakhshesh mikonam.
bA ehterAm va mohabat
Sama
sama@ghasedak.ch
ghasedak@ghasedak.ch
www.ghasedak.ch
دوست عزیز٬
از قرار معلوم٬ بی"ادب"انی٬ که ترکتازی میکنند٬ در عرصهی موسیقی٬
دایرهشان٬ وسیعتر است از آنچه می دانستم. و شما٬ چنان عاشقانه کار می کنید٬ که جدا جای ستایش دارد. این همه عشق و شیدایی!
شما عاشقید٬ عاشق.کاش زمانی برسد٬ که آسمان موسیقی ایران٬ پر از ستارههایی مثل شما شود.نسل ما٬ با شما موسیقی را خواهد شناخت.
ارادتمند
Posted by: جواد ـ ق at November 4, 2005 2:47 PMخجالتآور است! واقعاً وقاحت هم حدی دارد. اما برای من جای سئوال است واقعاً که مگر لطفی خود آن آلبوم و مقدمهاش را نديده و به اين مصاحبه گوش نداده؟ خوب است که همينجا اين را نوشتهايد تا گردانندگان قاصدک سر و کارشان با داوری اهل ادب و هنر بيفتد و همه بدانند که اين طايفه از زور بیسوادی و قلت «ادب» به سرقت متون ديگران میپردازند!
البته بايد مینوشتيد که در دقيقهی نه تا ده اين مصاحبه اين متن را ابتر و تحريف شده خواندهاند.
Posted by: داريوش at November 4, 2005 1:45 AM