انتظار معمولا تلخ است. اما این بار طعم شیرینی دارد نشستن و به انتظار «زرد - سرخ و ارغوانی» روزشماری کردن. باید دید -- وشنید -- این بار روایت نو از موسیقی کهن ایران جه حس وحال تازه ای مانند « صبح.بهار.باران» برای شنوندگان و مشتاقان به ارمغان می آورد.سربلند و سبز باشید.
سلام ! من يكي از خوانندگان وبلاگ شما هستم.به همه كساني كه مي شناختم .وبلاگ شما را معرفي كردم.واقعا از تصنيفها و قطعاتي كه در اينجا گذاشتيد ,لذت بردم.من شما را نمي شناختم و از اينكه به طور تصادفي با وبلاگ شما آشنا شدم, خدا را سپاس مي گذارم.
عزيز بزرگوار سلام. عرض تبريك و تهنيت به مناسبت حلول ماه عاشقان و عرفان دوست. خوشحالم از انتشار هرچند دير هنگام اين آلبوم. اميدوارم توفيق شنيدنش را بيابم و در هياهوي بازار و بازاريان جفا نشود به اين اثر. يا حق
سلام
1.زان می عشق کزو پخته شود هر خامی
گرچه ماه رمضان است بياور جامی
2.اميدوارم به اندازه اثر قبل(و البته بيشتر)روح نواز و با طراوت باشد
3.تقريبا کی در ايران اين آلبوم جديد را خواهيم داشت؟
هميشه جاری باشيد
سلام ... بعد از دو روز پشت سر هم درس خوندن براي فردا كه دو امتحان در يك روز دارم ، بهترين خبري بود كه ممكن بود كسي به من بدهد . گرچه كمتر از يكماه است كه با وبلاگ شما آشنا شده ام و كمتر از سه هفته است كه آلبوم اول شما را خريده ام ، اما هر صبح را با قطعه شماره 3 ( بانگ خروس گويد ، اين خواب و خستگي را ، در شرط شب بيفكن) آغاز كرده ام . قبل از هر بار ديدن آن كه دوستش دارم ، شماره 5 ( ميدانم كه ميايي ) را گوش داده ام ، در نيمه هاي شب به ( همه را خواب ... اين هم اي عشق ... ) گوش داده ام ... و شماره 11 كه ( تو را اي كهن و بوم بر دوست دارم ) البته ز پوچ جهان هيچ اگر دوست دارم .... سه هفته است كه با اين آلبوم نفس كشيده ام ... البته روايت نوي شما از موسيقي ايراني گرچه عمق زيادي ندارد ، يا لااقل اينطور بگويم كه عميق تر از برخي كارهاي منتشر شده نيست ، و انسان ظرافت خيلي ويژه اي در آن حس نمي كند ، اما در عوض ، از مايه احساس و آن هم احساس با خلوص و احساس آمده از دل ، بسيار برخوردار است . و احساس آمده از دل نيز كه بي اجازه و راحت به دل مي نشيند . بعد از انتخاب اشعار بي نظير استاد شجريان كه در آلبوم هايشان اشعار را به زيبايي هر چه تمام تر نتخاب مي كنند و من هميشه مغلوب حس صدا و شعرشان بوده ام ... مجذوب اين شدم كه كه انساني كه مي تواند زير باران و در حال قدم زدن تصنيف خوب مي دانم كه مي آيي را بسرايد و تا رسيدن به منزل مايه هاي ملودي را نيز كشف كرده باشد ، قطعا انسان خالص و داراي گوهر دروني است ... شديدا ، عميقا ، مصرانه ، و بي صبرانه ، لحظه ها را تا ملاقات زرد ، سرخ ، ارغواني مي شمارم ... فقط آقاي دكتر ، كي در ايران در مي آيد ؟ لطفا بگوييد كه زياد جانمان از انتظار و شمارش لحظه نسوزد . پايدار باشيد .
اي كاش مي شد به گونه اي حال خوشتان را هم با مجموعه تان به ما منتقل كنيد . چون فكر مي كنم غذا هرچه قدر خوب باشد براي معده خراب فايده اي ندارد.
البته شايد در مقابل ما بي خبران از معرفت عاشقان اين شعر حضرت حافظ براي شما قدم نهادگان در راه رسيدن به محبوب واقعي آرام كننده باشد
معرفت نيست در اين قوم خدايا سببي
تا برم گوهر خود را به خريدار دگر
يار اگر رفت و حق صحبت ديرين نشناخت
حاش لله كه روم من ز پي يار دگر
نظرها
مبارك است. در انتظاريم هم چنان. چقدر اين شعر زيبا ست با همان احساس زمان گفتن كه مي خواندي
Posted by: Parnian | October 3, 2005 10:09 AM
با سلام خدمت شما آقاي سام.
بالاخره منتشر شد. اميدوارم اين دفعه بتونم پيداش كنم.
اگه اشتباه نكنم آقاي كمانگري همون آقايي بودن كه اونشب باهاشون آشنا شدم.
موفق باشيد.
به اميد ديدار
ارادتمند بهمن محدثي
Posted by: kalaghsabz | October 3, 2005 3:10 PM
با سلام و ارادت،
منتظریم.
Posted by: Erfan | October 4, 2005 9:44 AM
مطربان عشق اين بار كدامين نغمه’ آسماني را براي ما به ارمغان خواهند آورد ... بي صبرانه منتظم ...
Posted by: saghar | October 4, 2005 4:38 PM
مطربان عشق اين بار كدامين نغمه’ آسماني را بر ما به ارمغان خواهند آورد ...
بي صبرانه منتظرم ...
Posted by: saghar | October 4, 2005 4:45 PM
انتظار معمولا تلخ است. اما این بار طعم شیرینی دارد نشستن و به انتظار «زرد - سرخ و ارغوانی» روزشماری کردن. باید دید -- وشنید -- این بار روایت نو از موسیقی کهن ایران جه حس وحال تازه ای مانند « صبح.بهار.باران» برای شنوندگان و مشتاقان به ارمغان می آورد.سربلند و سبز باشید.
Posted by: سیاوش.س | October 4, 2005 5:36 PM
سلام ! من يكي از خوانندگان وبلاگ شما هستم.به همه كساني كه مي شناختم .وبلاگ شما را معرفي كردم.واقعا از تصنيفها و قطعاتي كه در اينجا گذاشتيد ,لذت بردم.من شما را نمي شناختم و از اينكه به طور تصادفي با وبلاگ شما آشنا شدم, خدا را سپاس مي گذارم.
Posted by: نقش دل | October 5, 2005 5:30 AM
عزيز بزرگوار سلام. عرض تبريك و تهنيت به مناسبت حلول ماه عاشقان و عرفان دوست. خوشحالم از انتشار هرچند دير هنگام اين آلبوم. اميدوارم توفيق شنيدنش را بيابم و در هياهوي بازار و بازاريان جفا نشود به اين اثر. يا حق
Posted by: mahdi | October 6, 2005 5:18 PM
سلام
1.زان می عشق کزو پخته شود هر خامی
گرچه ماه رمضان است بياور جامی
2.اميدوارم به اندازه اثر قبل(و البته بيشتر)روح نواز و با طراوت باشد
3.تقريبا کی در ايران اين آلبوم جديد را خواهيم داشت؟
هميشه جاری باشيد
Posted by: anooshe | October 6, 2005 7:41 PM
سلام ... بعد از دو روز پشت سر هم درس خوندن براي فردا كه دو امتحان در يك روز دارم ، بهترين خبري بود كه ممكن بود كسي به من بدهد . گرچه كمتر از يكماه است كه با وبلاگ شما آشنا شده ام و كمتر از سه هفته است كه آلبوم اول شما را خريده ام ، اما هر صبح را با قطعه شماره 3 ( بانگ خروس گويد ، اين خواب و خستگي را ، در شرط شب بيفكن) آغاز كرده ام . قبل از هر بار ديدن آن كه دوستش دارم ، شماره 5 ( ميدانم كه ميايي ) را گوش داده ام ، در نيمه هاي شب به ( همه را خواب ... اين هم اي عشق ... ) گوش داده ام ... و شماره 11 كه ( تو را اي كهن و بوم بر دوست دارم ) البته ز پوچ جهان هيچ اگر دوست دارم .... سه هفته است كه با اين آلبوم نفس كشيده ام ... البته روايت نوي شما از موسيقي ايراني گرچه عمق زيادي ندارد ، يا لااقل اينطور بگويم كه عميق تر از برخي كارهاي منتشر شده نيست ، و انسان ظرافت خيلي ويژه اي در آن حس نمي كند ، اما در عوض ، از مايه احساس و آن هم احساس با خلوص و احساس آمده از دل ، بسيار برخوردار است . و احساس آمده از دل نيز كه بي اجازه و راحت به دل مي نشيند . بعد از انتخاب اشعار بي نظير استاد شجريان كه در آلبوم هايشان اشعار را به زيبايي هر چه تمام تر نتخاب مي كنند و من هميشه مغلوب حس صدا و شعرشان بوده ام ... مجذوب اين شدم كه كه انساني كه مي تواند زير باران و در حال قدم زدن تصنيف خوب مي دانم كه مي آيي را بسرايد و تا رسيدن به منزل مايه هاي ملودي را نيز كشف كرده باشد ، قطعا انسان خالص و داراي گوهر دروني است ... شديدا ، عميقا ، مصرانه ، و بي صبرانه ، لحظه ها را تا ملاقات زرد ، سرخ ، ارغواني مي شمارم ... فقط آقاي دكتر ، كي در ايران در مي آيد ؟ لطفا بگوييد كه زياد جانمان از انتظار و شمارش لحظه نسوزد . پايدار باشيد .
Posted by: amir | October 7, 2005 9:26 PM
تو را من چشم در راهم! البته در این جا این تو اشاره به همین اثر جدید تان دارد..آقا ما هم مراتب انتظار توام با ارادت مان را ابلاغ مینماییم.
Posted by: سارا | October 10, 2005 4:40 AM
اي كاش مي شد به گونه اي حال خوشتان را هم با مجموعه تان به ما منتقل كنيد . چون فكر مي كنم غذا هرچه قدر خوب باشد براي معده خراب فايده اي ندارد.
البته شايد در مقابل ما بي خبران از معرفت عاشقان اين شعر حضرت حافظ براي شما قدم نهادگان در راه رسيدن به محبوب واقعي آرام كننده باشد
معرفت نيست در اين قوم خدايا سببي
تا برم گوهر خود را به خريدار دگر
يار اگر رفت و حق صحبت ديرين نشناخت
حاش لله كه روم من ز پي يار دگر
Posted by: sa-d | November 29, 2005 5:12 AM
دكتر عزيز!
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي در بگشاي
منم ارش
براذر اشكان
منتظرپاسخ نامه ام.
شادمان و دير زي
Posted by: Arash | January 17, 2006 11:28 PM
ساقي،به نوائي ره ما بيخبران زن
تا جامه درانيم،ره جامه دران زن
Posted by: سیاوش | September 27, 2007 9:39 PM
خوب بود به شرط اينکه کمونچه اش را يه ريزه بيشتر کنين
Posted by: متخصص ب | December 12, 2008 11:05 AM