September 6, 2005

بر نمد چوبی که آن را مرد زد

یکی از خوانندگان نادیده و خوش ذوق وبلاگ «یک سبد آواز نو» شعر لطیفی را در پایین مثنوی «لندن» نگارنده آورده‌اند. چنانچه پیش از این در جواب این دوست بزرگوار نوشته‌ام «طبابت» و «شاعری» و «آهنگسازی»  را به خودی خود فضیلتی نمی‌دانم که خدای ناکرده بخواهم با توسل به آن‌ها فخری بفروشم و نفس در کمین نشسته را فربه‌تر کنم. با این حال توصیه ایشان را آویزه گوش هوش خود خواهم کرد. از ایشان و سایر خوانندگان این وبلاگ خواهش می‌کنم هر وقت می‌توانند سری به اینجا بزنند و از همین جنس سخن‌های ناب و کمیاب بگویند که «اژدرهای نفس» نمرده است و در خوشبینانه‌ترین حالت تنها «افسرده» است.

درپایین، آخرین اظهار لطف این خواننده همیشگی را آورده‌ام. امیدوارم مرتب گرد و غبار روح مرا به چوب نقد و ادب بتکانند. چرا که:
«بر نمد چوبی که آن را مرد زد 
بر نمد آنرا نزد بر گرد زد...»

شعر یک خواننده نادیده وبلاگ «یک سبد آواز نو»:

«خود پرستي شيوه كردي چست چست
خود شكستن چاره و درمان تست!!

عاشقي بر ساز و بر آواز خويش
زين سبب پنداشتي خود بيش و پيش!!

مرده ريگ نوجواني پيش ما
بر نهاده شاعري پر مدعا!!

كاي خلايق  شعر در خون من است
از زمان  نو خطي  وي با من است!!

شاعر و آهنگساز و هم طبيب
هم بلاگر ،هم مصنف هم خطيب!!

تاج خلقت مظهر فر و همام
هين منم مير مهنا ئي و سام!!

هردو عالم خالي از  من ،تا مباد
مدح خود را مي نويسم روي باد !!

 آب در هاونگ خود بيني و عجب
من همي كوبم ،ندارم شرم و حجب!!»

امير حسين سام September 6, 2005 8:27 PM
Comments

دوست عزیز نادیده ام جناب موساي عزير. سلام بر شما.
نسبت اين جناب امير حسين خان پزشک سه تار نواز شاعر آهنگساز با سید احمد سام نالایق بی هنر که زمانی مسوولیت انتشار زنده یاد ماهنامه ی ادبستان را بر عهده داشت .همان نسبتی است که - بلا تشبیه - یوسف جوان خوبروی با یعقوب کهنسال رنجدیده داشت .
به همین جهت گاهی وقتها این بیت حضرت حافظ را برایش می نویسم و می فرستم:
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت(؟!) مغرور
پدر را باز پرس آخر کجا شد مهر فرزندی؟!
ارادتمند : سید احمد سام - لندن . شهریور 1384

Posted by: سید احمد سام at September 19, 2005 2:16 PM

سلام و خسته نباشيد خدمت شما آقاي سام. فكر ميكنم كه اين دوست ناديده شما كمي زياده روي كرده. فكر نمي كنم آموزش دستگاه هاي موسيقي و قرار دادن قطعات آموزشي موسيقي و گذاشتن اشعار شما در وبلاگتان نشانه خودنمايي شما باشه. اتفاقا من به هر كس هم شما رو معرفي كردم از شما به عنوان يكي از متواضع ترين هنرمندان و كسي كه هيچ غرور اضافه اي در وجودش نيست ياد بردم. اينها رو كه ميگم از نحوه برخورد شما با خودم و نوشته هايتان پي بردم. به هر حال نمي دانم اين دوست ناديده چه طور همچنين برداشتي داشتند.

بي صبرانه در انتظارم ارادتمند شما كلاغ سبز

Posted by: کلاغ سبز at September 14, 2005 10:05 AM

دوست عزيز و نازنينمان جناب آقاي دكتر امير حسين سام

با سلام و احترام.
شعر آن دوست عزيزمان و شكسته نفسي فوق العاده تان در مقام پاسخ بدان سروده را ديدم. براي من درس خويشتن داري بود و فروتني و براي دوستان نمي دانم. قضاوتش را وا مي نهم به خوانندگان و آنها كه ذره اي از معرفت نزدشان به وديعت است.
دوست عزيز و بزرگوارم ضمن تشكر فراوان از شما براي محبتي كه به من داريد در خصوص موضوعي كه برايم مرقوم فرموده بوديد نيز مواردي هست كه در آن سو برايتان خواهم نوشت.

برايتان عزت ،احترام ، بالندگي و سرافرازي بيش از پيش از درگاه حضرت دوست خواهانم.

دوستدارتان علي ....

Posted by: علي at September 13, 2005 12:47 PM

مدتي است مي خواهم بپرسم
نسبت شما با سيد احمد سام چيست ؟ سردبير ادبستان و كرمان
از او مدت ها ست خبري نيست - مشتاقان قديمي ادبستان هم نمي دانستند
در صورت امكان خبري بدهيد -

Posted by: Moosa at September 10, 2005 10:41 PM

زياد دل نگران نباشيد. اين دوست نازنين هر از چند گاهی به طرز غريبی دل‌تنگ من و شما می‌شود و طبع شعر و طنز و هزل و هجوش به جوش می‌آيد. آقا بگذاريد مردم حرف دل‌شان را بزنند. از من گفتن بود. فردا اگر توی ذوق‌شان بزنيد خون‌شان به گردن من و شما می‌افتد ها!!

من قوياً پيشنهاد می‌کنم برای دوست‌مان وبلاگی دست و پا کنيم تا قصيده بسرايند در آن و اين استعداد نهفته به هدر نرود.

Posted by: داريوش at September 10, 2005 9:49 AM

جناب سام ! نشاني اينتر نتي كه مي خواستيد .

Posted by: سيد ابوالحسن مختاباد at September 9, 2005 3:39 PM

سلام ...زخمه بر تار جنون مي زنم آواز تو كو ....اي قديمي تر از آنجا سرآغاز تو كو...

Posted by: آی سودا at September 7, 2005 6:15 PM
Post a comment









Remember personal info?