September 5, 2005
به سراغ من اگر میآیی
تصنیفهایی که تا امروز ساختهام، نغمههایی هستند که گاه با آنها سماع کردهام و گاه اشک ریختهام. بعضی بیان پارهای تجربههای شخصی آهنگسازند و برخی حدیث دردها و آرزوهای اجتماعی مردم سرزمین او.
نغمههای ناب و ملودیهای ماندگار که عاشقانه ساخته و نواخته شدهاند، ساده و بیآلایش و زودآشنایند. بسیاری از آثار جاودانه موسیقی ایرانی که امروز با تنظیمهای رایج در موسیقی غربی به کرات اجرا می شوند، روزگاری توسط عاشق دلسوختهای با یک ساز ساخته و نواخته شدهاند. به عقیده نگارنده رمز ماندگاری این نغمه ها در آن است که مثل آب روان، صاف، زلال و جانفزا هستند.
باشد «که قطرهای ز زلالش به کام ما افتد...»
تصنیف جدیدی را با سهتار غمگسارم میزنم و زیر لب زمزمه میکنم. در «بیات اصفهان»، که سخن عشق است.
تصنیفی در «بیات اصفهان»
به سراغ من اگر میآیی
ای دوست!
بگو تا خبر کنم یاران را
ابر را،
باد را،
باران را!
فرشی از بوی باران
زیر پایت خواهم انداخت
نغمهای همچو شبنم
نو خواهم ساخت
در این شلوغی پر دروغ
برایم سکوت بیاور
که هیچ فریادی
نیست از آن رساتر!
برایم لبخندی بیاور
که از چهره شهر من گم گشت
برایم خورشیدی بیاور
که مهر بارد بر این دشت...
به سراغ من اگر می آیی یرایم «فنون دق» بیاور.!! دق کردم از بس که مردم وزنده نشدم. دق کردم از بس که آنچه می خواهم نمی بینم وانچه می بینم نمی خواهم.دق کردم از بس که به قول خودت «آنچه میگویم نمی خواهم وآنچه میخواهم نمی گویم». دق کردم. دق. شده ام آیینه ی دق.
اگر این مطلب را روی صفحه ات نگذاشتی اصلا ناراحت ودلگیر نخواهم شد. چون معنایش را فقط خودت می دانی و یکی دو نفر دیگر.!
سلام آقاي سام. خوشحال تر مي شدم اگر صداي نواختن شما را هم مي شنيدم. منم اين شعر معروف رو دوباره تغيير بدم.
به سراغ من اگر مي آييد
نرم و آهسته نياييد
باشد كه ترك بردارد چيني نازك تنهايي من
باز شود چهره دوستان من
به فيض رسند از صداي ساز غمگسارت
البته اين شعرو ايران براي شما گفته. نه من!!
روز ها چه دير ميگذرند. اين تابستان به پايان نمي رسد تا من به فيض برسم.
