September 16, 2005
سوال
چند ثانیه از مقدمه یک تصنیف جدید را بشنوید!
راستی شما را به یاد چه میاندازد؟!
کمانچه: سینا جهان آبادی
سنتور: مجید اخشابی
نی: پاشا هنجنی
تار و تارباس: آزاد میرزاپور
عود: علی پژوهشگر
تنبک: امیرعلی سام
September 14, 2005
مسافر آسمانی
بار دیگر به سوی تو میآیم ای سرزمین مهربان! با کولهباری از ساز و آوازهای تنهاییم. و به آفتاب گرم تو «سلامی دوباره خواهم کرد». راستی مدتیست که کمتر از موسیقی مینویسم و بیشتر ساز میزنم و آهنگ میسازم. موسیقی از میهمانان و مسافران آسمانی این عالم خاکیست. از جنس ابرست و آب و جویبار و باران. از جنس نور است و صبح و آفتاب. از جنس بوی بهاران است و برگهای باران خورده بستان. در مورد علوم دیگر میتوان بسیار خواند و نوشت. ولی موسیقی را باید شنید و چشید! موسیقی مثل یک معشوق زیباروی ازلی است که به جای مطالعه باید او را در آغوش گرفت! یک نغمه عاشقانه شبانگاهی و یک بانگ دلانگیز صبحگاهی، به ز هزار کتاب و دفتر محققانه که در باب موسیقی بنویسیم و بنویسند. یک افسانه کهن میگوید در آغاز خلقت، همه ذرات با هم در ستیز بودند. ناگاه نوای خوشی از سوی «آن دوست» برخاست. همه ذرات عالم آرام گرفتند و یکدیگر را بوسیدند. و اینگونه بود که خلقت آغاز شد. افسانه دیگری هست که از آغاز خلقت انسان حکایت میکند. آن زمان که «روح» آسمانی زیر بار جای گرفتن در «تن» خاکی نمی رفت. فرشته آسمانی به درون «تن» رفت و آواز خوشی خواند. روح آنسان مجنون و شیفته آن آواز گشت که به دنبال آن به درون «تن» رفت و گرفتار شد! پس این آوازهای آسمانی از آغاز با ما بودهاند، پیش از آن که کتاب و دفتری در این عالم بوده باشد. فراموش نکنیم که نخست، عاشقان دلسوختهای بودهاند که نغمهها و ترانههای جاودانه سرودهاند و پس از آن، گروهی در پی کشف رازهای نهفته در این آثار ماندگار به تحقیق در مورد آن پرداختهاند. نه این که پس از تحقیقهای آکادمیک محققان علوم آهنگسازی و کنترپوان و هارمونی و ... نغمهای خوش پدید آمده باشد. و یا پس از مطالعات استادان ادبیات و سخن شناسان، شعر نابی سروده شده باشد.
September 6, 2005
بر نمد چوبی که آن را مرد زد
یکی از خوانندگان نادیده و خوش ذوق وبلاگ «یک سبد آواز نو» شعر لطیفی را در پایین مثنوی «لندن» نگارنده آوردهاند. چنانچه پیش از این در جواب این دوست بزرگوار نوشتهام «طبابت» و «شاعری» و «آهنگسازی» را به خودی خود فضیلتی نمیدانم که خدای ناکرده بخواهم با توسل به آنها فخری بفروشم و نفس در کمین نشسته را فربهتر کنم. با این حال توصیه ایشان را آویزه گوش هوش خود خواهم کرد. از ایشان و سایر خوانندگان این وبلاگ خواهش میکنم هر وقت میتوانند سری به اینجا بزنند و از همین جنس سخنهای ناب و کمیاب بگویند که «اژدرهای نفس» نمرده است و در خوشبینانهترین حالت تنها «افسرده» است.
درپایین، آخرین اظهار لطف این خواننده همیشگی را آوردهام. امیدوارم مرتب گرد و غبار روح مرا به چوب نقد و ادب بتکانند. چرا که:
«بر نمد چوبی که آن را مرد زد
بر نمد آنرا نزد بر گرد زد...»
شعر یک خواننده نادیده وبلاگ «یک سبد آواز نو»:
«خود پرستي شيوه كردي چست چست
خود شكستن چاره و درمان تست!!
عاشقي بر ساز و بر آواز خويش
زين سبب پنداشتي خود بيش و پيش!!
مرده ريگ نوجواني پيش ما
بر نهاده شاعري پر مدعا!!
كاي خلايق شعر در خون من است
از زمان نو خطي وي با من است!!
شاعر و آهنگساز و هم طبيب
هم بلاگر ،هم مصنف هم خطيب!!
تاج خلقت مظهر فر و همام
هين منم مير مهنا ئي و سام!!
هردو عالم خالي از من ،تا مباد
مدح خود را مي نويسم روي باد !!
آب در هاونگ خود بيني و عجب
من همي كوبم ،ندارم شرم و حجب!!»
September 5, 2005
به سراغ من اگر میآیی
تصنیفهایی که تا امروز ساختهام، نغمههایی هستند که گاه با آنها سماع کردهام و گاه اشک ریختهام. بعضی بیان پارهای تجربههای شخصی آهنگسازند و برخی حدیث دردها و آرزوهای اجتماعی مردم سرزمین او.
نغمههای ناب و ملودیهای ماندگار که عاشقانه ساخته و نواخته شدهاند، ساده و بیآلایش و زودآشنایند. بسیاری از آثار جاودانه موسیقی ایرانی که امروز با تنظیمهای رایج در موسیقی غربی به کرات اجرا می شوند، روزگاری توسط عاشق دلسوختهای با یک ساز ساخته و نواخته شدهاند. به عقیده نگارنده رمز ماندگاری این نغمه ها در آن است که مثل آب روان، صاف، زلال و جانفزا هستند.
باشد «که قطرهای ز زلالش به کام ما افتد...»
تصنیف جدیدی را با سهتار غمگسارم میزنم و زیر لب زمزمه میکنم. در «بیات اصفهان»، که سخن عشق است.
تصنیفی در «بیات اصفهان»
به سراغ من اگر میآیی
ای دوست!
بگو تا خبر کنم یاران را
ابر را،
باد را،
باران را!
فرشی از بوی باران
زیر پایت خواهم انداخت
نغمهای همچو شبنم
نو خواهم ساخت
در این شلوغی پر دروغ
برایم سکوت بیاور
که هیچ فریادی
نیست از آن رساتر!
برایم لبخندی بیاور
که از چهره شهر من گم گشت
برایم خورشیدی بیاور
که مهر بارد بر این دشت...
