May 27, 2005
جانب دريا شدنم آرزوست
به لطف خداوند قرار است آخر اين هفته، بهمراه دوست مهربانی، به ديدار بزرگی برويم. "او" كه - به گمان من- پدر موسيقی ايران در روزگاری كه شايد درخشانترين دوران اين موسيقي در طول حيات ديرينه آن باشد، بوده است. احساس ميكنم به سوی دريای بزرگی ميروم. شايد برای همين است كه اين غزل قديمی را اين روزها زير لب زمزمه ميكنم.
جانب دريا شدنم آرزوست
غرق تماشا شدنم آرزوست
قصد هر آنجا كه كند يار من
من به همانجا شدنم آرزوست
مير اگر عزم بخارا كند
سوی بخارا شدنم آرزوست
اين دل ديوانه گريبان دريد
گفت چو گل واشدنم آرزوست
من نشوم رنگ جماعت كه باز
عاشق و رسوا شدنم آرزوست
دوست چو شمشير كشد از نيام
بی سر و بی پا شدنم آرزوست
هست علاجم لب آن بحر نوش
بر لب دريا شدنم آرزوست ﴿اميرحسين سام، سپتامبر ۱۹۹۹﴾
سلام . در این آشفته بازار موسیقی اگر لینک وبلاگتان بالا بیاید ، میگویم مایهی خوشدلی ما رسید .راستی چرا از خاطرات خود با استادان قدیم بیشتر نمینویسید؟ باور کنید اینروزها تنها دلخوشیام همین گرامافون است و آن چند صفحه که به غنیمت از بازاریان به چنگ آوردهام . نوشته های شما میتواند گذرم بدهد به همانجا که حسرتش را دارم .برقرار باشید و پیروز
Posted by: مهدی مرعشی at May 31, 2005 8:33 PMسلام. زيبا بود.
Posted by: نوشا at May 27, 2005 5:50 PMامروز كه دلم هواي شعر و غزلي كرده بود با خود گفتم در صفحه امير سام نيز حتما قطعه دلنوازي يافت خواهد شد....كه شد بحمد خدا!
Posted by: kamen at May 27, 2005 4:51 PMای چنگ پردههای سپاهانم آرزوست
وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست
در نور یار صورت خوبان همینمود
دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست
هیچ شادی نیست اندر این جهان
بهتر از دیدار روی دوستان
سلام من و تمامی عاشقان موسیقی سرزمینمان را به آن بزرگ برسانید.
ضمنا از خواندن سروده ی زیبایتان بسیار حظ بردم.
Posted by: سیاوش.س at May 27, 2005 2:06 PM