May 31, 2005
درآييد درآييد
درآييد درآييد از آن خانه درآييد
به اين دشت بياييد كه مهمان خداييد
نشسته است لب كوه يكي ابر سبكبال
شما نيز برآييد كزين خاك رهاييد
چو آن ابر نشينيد دمي در بغل نور
چو باران و چو خورشيد بباريد و برآييد
چه خوش چنگ زند باد، به پيراهن شمشاد
شما خيل خموشان به آواز درآييد
نپرسيم كه چونيد، كزين حال برونيد
چه دانيم چراهاش، كه بي چون و چراييد
عجب چهره چو خورشيد پر از مهر پر از نور
ندانيم چگونه ست كه بي مهر و وفاييد
چه سرمست رهيديد، از اين پست پريديد
پرنده تر و خوش تر ز مرغان هواييد...
﴿آگوست ۱۹۹۸﴾
May 27, 2005
جانب دريا شدنم آرزوست
به لطف خداوند قرار است آخر اين هفته، بهمراه دوست مهربانی، به ديدار بزرگی برويم. "او" كه - به گمان من- پدر موسيقی ايران در روزگاری كه شايد درخشانترين دوران اين موسيقي در طول حيات ديرينه آن باشد، بوده است. احساس ميكنم به سوی دريای بزرگی ميروم. شايد برای همين است كه اين غزل قديمی را اين روزها زير لب زمزمه ميكنم.
جانب دريا شدنم آرزوست
غرق تماشا شدنم آرزوست
قصد هر آنجا كه كند يار من
من به همانجا شدنم آرزوست
مير اگر عزم بخارا كند
سوی بخارا شدنم آرزوست
اين دل ديوانه گريبان دريد
گفت چو گل واشدنم آرزوست
من نشوم رنگ جماعت كه باز
عاشق و رسوا شدنم آرزوست
دوست چو شمشير كشد از نيام
بی سر و بی پا شدنم آرزوست
هست علاجم لب آن بحر نوش
بر لب دريا شدنم آرزوست ﴿اميرحسين سام، سپتامبر ۱۹۹۹﴾
May 25, 2005
بيات ترك - بخش پنجم
"كرشمه"ای كن و بازار ساحری بشكن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشكن
درآمد دوم بيات ترك در واقع گوشه "كرشمه" در اين آواز است. "كرشمه" نغمه كوتاه سه ضربی است كه اغلب در وزن "مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن" خوانده می شود. حالت كرشمه را ميتوان در تمامی دستگاه های موسيقی ايرانی اجرا كرد.
وزن "كرشمه" در موسيقی قديم به نام ثقيل اول و با اتانين ﴿تنن تنن تننن تن﴾ خوانده ميشده. اجرای گوشه كرشمه در بحر مجتث كامل ﴿مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن﴾ مانند "هزار مرتبه به به از آن لب شكرينت/ خدا كند كه نباشد اجل به قصد كمينت" اشتهار دارد. البته گاهی هم -مثل اينجا- با وزن "مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن" خوانده ميشود.
در آمد سوم آواز بيات ترك در روايت "موسی خان معروفی" شامل چند جمله است كه بخشي از آنها در روايت هاي استادان برومند و شهنازي قبل و بعد از كرشمه ﴿درآمد دوم﴾ و بخشي ديگر در "درآمد سوم" اين روايت ها آمده است.
كرشمه بيات ترك
درآمد سوم بيات ترك (برداشتی از جملات مشترك درآمدهای دوم ﴿منهای كرشمه﴾ و سوم در روايتهای معروفی، برومند و شهنازی)
May 20, 2005
همه عدل است و وفا
چند نکتهی کوتاه
نخست پوزش به خاطر اشتباهی که در «درآمد اوّل» بیات ترک (ردیف آوازی) پیش آمده بود و فایل دیگری را بجای آنچه می بایست آپلود کرده بودم! اصل آنرا اکنون می توانید در نوشتهی پیشین بشنوید.
پارهای از دوستان خواسته بودند که در کنار بررسی گوشهها گهگاه چون گذشته قطعه ساز و یا شعری را نیز در میان نوشتهها بگنجانم. شعری را از روزگار عاشقی و جوانی(!) بخوانید و ابیات آخر غزل را در نغمه راست پنجگاه بشنوید.
نغمه راست پنجگاه
آواز: علی بیات
غزل و ساز همنواز آواز:امیرحسین سام
تنبک: امیرعلی سام
به خدا میل ندارم که بجز روی تو بینم
روبرویت بنشینم خم ابروی تو بینم
صبح پرخنده و پر مهر چو آمد به سلامم
شده ام بندهی خورشید و در او خوی تو بینم
همه جور است و جفا حاصل ایام ولی، نه!
همه عدل است و وفا چون به ترازوی تو بینم
می کشندم گه از این سوی به زنجیر و گه آنسو
باز روی دل دیوانهی خود سوی تو بینم
باد یکدست سلام است و سرود است سحرگاه
این همه در گذر از موی سمنبوی تو بینم
همه را سحر بخواباند و من خواب ندارم
این هم ای عشق ز افسونی جادوی تو بینم
در دل دیده غزلهای چنان آب روان را
تو بخوان کاین همه از چشم سخنگوی تو بینم
درد دوری تو از حد صبوری به در آمد
حل این درد نهانسوز به داروی تو بینم
ادامه آواز «بیات ترک» را بزودی دنبال خواهیم کرد.
May 19, 2005
بیات ترک: بخش چهارم

چند تن از دوستان خرده گرفتند که چرا نوشتهی پیشین، ناگهان و بدون هشدار قبلی، اندکی دشوار و مغلق شد! در مطلب قبل منابع و مراجع کارم را معرفی کردم تا آنها که به این وادی علاقه دارند، با شیوه و متدولوژی این تحقیق بیشتر آشنا شوند.
ردیف آوازی:
«حاج آقا محمّد ایرانی مجّرد» (1252-1350) و «عبدالله دوامی» (1270-1359) از نخستین راویان ردیف آوازی هستند که از زندگی و نتایج زحماتشان، یادگارهای ارزندهای بجا مانده است. این دو بزرگوار از مکتب تعلیم «میرزاعبدالله» و «آقاحسینقلی» (فرزندان «آقا علیاکبر فراهانی» (1821-1857) سررشته ردیف موسیقی ایران) بهره بردهاند. مرحوم کریمی (1306-1363) که خود نیز صاحب روایتی از ردیف آوازیست، گوشههای موسیقی دستگاهی را از این دو استاد فراگرفته بود. اگر ردیف «میرزاعبدالله» و «آقاحسینقلی» را پایه ردیفنوازی بدانیم، ردیف «عبدالله دوامی» پایه ردیفخوانی در موسیقی دستگاهی به شمار میرود.
روایت زندهیاد دوامی توسط استاد «فرامرز پایور» در سال 1339 گردآوری و نتنویسی شدهاست. «دستگاه شور» این ردیف نیز توسط استاد «محمّدرضا لطفی» در سال 1353 نت نویسی و منتشر شده است. استاد دوامی در اواخر عمر پربرکتشان، روایت خود را از ردیف آوازی ایران در سال 1354 اجرا و ضبط کردند.
برای یافتن و استخراج حالت و جوهره اصلی گوشههای ردیف آوازی نیز روایتهای گوناگون را جستجو و با هم مقایسه کردهام.
اجرای درآمد اوّل «بیات ترک» از ردیف آوازی با سه تار
May 18, 2005
بیات ترک- بخش سوّم
در نوشتههای پیشین در مورد ریشهی نام آواز بیات ترک (یا بیات زند) سخن گفتیم. زندهیاد روحالله خالقی در مورد این آواز میگوید: «مرحوم عارف در کتاب خود مینویسد که نام این آواز بیات زند است ولی در جای دیگر چنین اظهار نظری نشده است.»
ما هم در اینجا از این آواز با نام «بیات ترک» یاد خواهیم کرد.
آنچه در پایین خواهید شنید، اجرای «درآمد اوّل» بیات ترک در ردیف سازی است. چنانچه پیش از این گفتم، بجای اجرای گوشهها از یک روایت خاص، آنچه را که ـ به گمان من ـ جوهره اصلی هر گوشه است، با سه تار خواهم نواخت. برای دستیابی به آنچه «جوهرهی اصلی» گوشهها نامیدهام، هر گوشه را در روایتهای موجود از ردیف، جستجو و مقایسه کردهام تا حالتهای اصلی آن گوشه را که در روایتهای گوناگون مشابه است، بیابم. مراجع اصلی من روایتهای استادان برومند، شهنازی، موسی معروفی، هرمزی، فروتن، دوامی، کریمی، کسایی و شجریان هستند.
برای مقایسه «درآمد اوّل بیات ترک» در روایتهای معتبر موجود از ردیف، آن را به شش بخش تقسیم کردهام. این گوشه را در پرده «سی بمل» نواختهام که در حقیقت جزء «شور سل» است.
«درآمد اوّل بیات ترک» (ابتدا اجرای کامل آن را گوش کنید.)
بخش اول: این جمله در آغاز روایتهای برومند، شهنازی، معروفی و هرمزی، با کمی تفاوت دیده میشود.
بخش دوم: در روایت برومند و معروفی با اندکی تفاوت دیده میشود.
بخش سوّم: برگشت به «نت ایست» (درجه هفتم گام شور) است. این «برگشت» در روایتهای برومند و معروفی (پس از «بخش دوم») و در روایت علیاکبرخان شهنازی پس از «بخش اوّل» با اندکی تفاوت دیده میشود.
بخش چهارم: حرکت از «نت ایست» به «نت شاهد» بیات ترک است. این بخش، شبیه بخش اوّل است و در روایتهای برومند، شهنازی و معروفی، با کمی تفاوت دیده میشود.
بخش پنجم و ششم: در روایتهای شهنازی و معروفی با اندکی تفاوت دیده میشود. این جملهها در قسمت پایانی گوشهای که در روایت برومند «دوگاه» نامیده شده نیز با کمی تفاوت وجود دارند. گوشهای که در روایت برومند تحت عنوان «دوگاه» نقل شده، به عقیده نگارنده، در واقع انتهای درآمد اوّل است. گوشه «دوگاه» (اغلب بر وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات) در تمامی روایتهای سازی و آوازی ردیف، با گوشه روایت شده در روایت مرحوم برومند متفاوت است. حال آنکه جملات پایانی این گوشه (دوگاه در ردیف برومند)، در سایر روایتهای ردیف سازی، با اندکی تفاوت در انتهای «درآمد اوّل» دیده میشوند.
«درآمد اوّل» بیات ترک در ردیف سازی با «نت ایست» (در اینجا نت فا) خاتمه مییابد، امّا در روایتهای ردیف آوازی « درآمد اوّل» بیات ترک با «نت شاهد» (در اینجا سی بمل) تمام میشود.
و نکته کوتاهی در پاسخ به دوستانی که علّت انتخاب «بیات ترک» را به عنوان نخستین آواز در این وبلاگ پرسیده بودند: مادر نازنینم همیشه از من بیات ترک میخواهد! و امروز سالروز تولد این مهربان عاشق است.
درآمد اوّل بیات ترک را در ردیف آوازی ـ به لطف خداوند- فردا خواهم نواخت.
May 17, 2005
نیایشی به یاد آن زیباروی ازلی
بیات ترک- بخش دوم
در دل گوشههای موسیقی ملّی ایران، حکایت بسیاری ازدردها، رنجها، شادىها، شِکوِهها و امیدهای مردم سرزمینمان، از روزگاران کهن تا امروز، نهفته است.
تنوع گوشهها و نغمهها در محدوده هر یک از دستگاهها و آوازها، امکان بیان اقوال و احوال گوناگون را، برای نوازندگان و خوانندگان ایرانی میسّر ساخته است. با این وجود آنها که با موسیقی ایران انس و الفتی دارند به این راز پی بردهاند که هر کدام از دستگاهها و آوازهای «ردیف»، زبان بیان پارهای از احوالات انسانی است.
«بیات ترک» در نهاد خود قابلیّتی شگفتانگیز برای نیایشهای عاشقانه دارد. برای همین است که بعضی، نیمههای شب را مناسبترین اوقات برای شنیدن این آواز آسمانی میدانند. بیشک انتخاب گوشه «روحالارواح» در بیات ترک توسط موذنزاده اردبیلی برای خواندن آن اذان جاودانه اتّفاقی نبودهاست و شاید کشف این راز، یکی از رموز ماندگاری این شاهکار نیز باشد.
اگر قول پارهای از بزرگان موسیقی ایرانی را بپذیریم و واژه «بیات» را در واقع شکل تغییر یافته «به یاد» بدانیم، آنوقت میتوان «بیات ترک» را راز و نیاز و نیایشی دانست به یاد آن ترکِ زیباروی ازلی.
در نوبت آینده - به لطف خداوند - اجرای گوشههای بیات ترک را با بررسی جملات «درآمد اول» آغاز خواهم کرد.
May 16, 2005
بیات ترک یا بیات زند
«بیات ترک» یا «بیات زند» از آوازهای متعلّق به دستگاه شور است. نت شاهد این آواز درجه سوّم گام شور و نت ایست، درجه هفتم آن است.
در باب وجه تسمیه واژه «بیات»، سخنهای گوناگونی نقل شدهاست. دربحورالالحان فرصت شیرازی آمدهاست: «بیات نام قبیلهای از قبایل ترکمن است و مقام بیات یا بیاتی در موسیقی ایرانی و ترکی مقتبس از آهنگهای این قبیله است.»
گروهی معتقدند که اگرچه «بیاتی» مربوط به آهنگهای ترکان و «بیاتی خواندن» به معنی خواندن دوبیتیهای عاشقانه در موسیقی ترک است، اما آواز بیات ترک از گوشههای موسیقی ایرانی تشکیل شده و احتمالاً تسلّط ترکان بر ایران، موجب این انتساب گردیدهاست. عارف قزوینی میگوید: «بدبختانه این آواز به بیات ترک مشهور شده در صورتیکه روح ترک اصلاً از این آواز مطّلع نیست».
استاد حسن کسایی بر این عقیدهاند که «بیات» در اصل «به یاد» بودهاست و مقصود از بیات ترک یا بیات زند در واقع به یاد ترک و یا به یاد [طایفه یا ناحیه] زند است.
May 12, 2005
ارمغان آسمانی
«ردیف موسیقی ملّی ایران»، میراث گرانقدری است که تا امروز، در سینه عاشقان شوریده این سرزمین حفظ شده و چون ارمغانی آسمانی به دست ما رسیده است.
در طول سالیان گذشته، به بررسی روایتهای مختلف از ردیف سازی و آوازی موسیقی ایران پرداختهام. ازاین پس - به جای سخنهای پراکنده - به بررسی گوشههای ردیف موسیقی ملیمان خواهم پرداخت. البتّه بجای اجرای دقیق یک گوشه از یک روایت خاص، آنچه را که ـ به گمان من ـ جوهره اصلی آن گوشه است، با سه تار خواهم نواخت. به زبان سادهتر، میدانیم که گوشههای مختلف هر دستگاه، در روایتهای گوناگون، جملات، مقدمهها و فرودهای مشابهی دارند. اما ـ به عنوان مثال- چه چیزاست که که گوشه «مبرقع» را «مبرقع» میکند؟
از این به بعد، هرازگاهی برای گوش دادن به گوشهای سری به این گوشه بزنید!
May 10, 2005
او بهارست و بهاری میکند
دوست نادیده مهربانی در قسمت «نظرات» نوشته پیشین، برای دومین بار خواسته بودند که شعر تصنیف «میدانم که میآیی» را در اینجا بنویسم.
از آنجایی که این تصنیف از آلبوم «صبح، بهار، باران»، پیش از این در وبلاگهای وزین «ملکوت» و «خوابگرد» ـ که هر دو درد موسیقی ملیمان را دارند ـ معرفی شده بود، نیازی به ذکر دوباره آن در «یک سبد آواز نو» نمیدیدم.
سالها پیش در یک روز بارانی در لندن زیر لب زمزمه کردم: می دانم که می آیی...
و این« زمزمه دل» را با کمک ضبط کوچکی ـ که همیشه همراه دارم- به خاطر سپردم. این تصنیف از جمله تصانیفیست که موسیقی و کلام آن با هم متولّد شدهاند.
شخصاً با کارهایی که شعر و آهنگشان را همزمان ساختهام، احساس نزدیکی بیشتری میکنم. با پوزش از آن دوست مهربان که درخواستشان را تا امروز بیپاسخ گذاشته بودم، کلام این تصنیف را در پایین آوردهام.
«می دانم که می آیی»
آواز: علی بیات
شعر و آهنگ: امیرحسین سام
میدانم که میآیی
چه غم دارم ز تنهایی
میباری چو ابر بهار
میشویی از دل غبار
میتابی چون آفتاب
میربایی از دیده خواب
میرسد با بانگ صبح از سوی او
آن نسیم جانفزای کوی او
گر دل من بیقراری میکند
او بهارست و بهاری میکند
میدانم که میآیی
چه غم دارم ز تنهایی
شب هجران شود کوتاه
رسد صبح امید از راه...
May 4, 2005
میدانم ای مسافر
میدانم ای مسافر هم خستهای و مانده
اما بگو چه چیزی اینجا تو را کشانده؟
دیدم کنار ابری زانو زدی چنان کوه
از رازهای خورشید در گوش تو چه خوانده؟
گفتا ز شوق عشقش زنجیرها دریدم
دیوانهای ندیدی از شهر عقل رانده؟!
پرخندهای و مستی ، از بند غم گسستی
با ما بگو چه شهدی جان تو را چشانده؟
گفتا که چشم بد دور، بوسیدن لب صبح
این شهد و این حلاوت در جان من نشانده
دیوانه بودی اما دیوانهتر شدی باز
آیا نسیم از او پیغام نو رسانده؟
گفتا شنیدی ای دل بوی خوشش خبر داد
تا شهر گیسوانش راهی دگر نمانده!...
پارهای از این غزل را در زیر بشنوید.
تصنیف-آواز «مسافر»
آواز: علی بیات
شعر، ساز، تصنیف-آواز ساخته: امیرحسین سام
تنبک: امیرعلی سام
