April 18, 2005
چشم مشتری
کار ضبط موسیقی تصانیف جدید در ایران با خوبی و خوشی تمام شد. شاید در آینده صدایی خوش برای آنها بیابم. در این سفر بار دیگر دریافتم که پارهای از دوستان در میان نسل امروز موسیقی ایران با آنچه من میسازم و میخوانم انس و الفتی ندارند. چنین تجربهای را پیش از این در مورد کارهایی مانند "میدانم که میآیی" نیز داشتم. تصنیفی که بسیاری از خوانندگان این وبلاگ دوستش داشتند و در مورد شعر و آهنگش -که هر دو از نگارنده است- پرسیدند.
دوست همدلی درد بیهمزبانیم را با سخنی از اقبال تسکین داد:
"از آن بر خویش میبالم که چشم مشتری کور است
متاع عشق نافرسوده ماند از کمرواییها..."
حس خوبي دارد هر كس به پرنيان سرزده و صداي طلوع صبح و عطر بهار و طراوت بارن را از دستان هنرمند شما شنيده. باشيد و بمانيد پر تر از هميشه. چه باك اگر آنها كه مي گوييد نپسندند. براي مردم ساخته ايد با مردم هم ارتباط خوبي برقرار كرده و به دلشان نشسته است. همين كافي نيست كه بار خستگي ها را از دوشتان بردارد
Posted by: پرنيان at April 24, 2005 1:23 PMسلام امیر حسین عزیز
فکر نمی کنم کسی به اندازهً من همراه آلبوم جدیدت به غیر از خودت بوده باشه. از اولین ضربهً مترونوم تا آخرین نت ساز. الحق نوازنده ها خوب همراهی کردند و کاملا به درک ملودی و گوشه ها و حس تو رسیدند. بجاست که از تک تک آنها نام ببری و تقدیر کنی. اگر امکان دارد آن بداهه نوازی چهار کاه را که فکر می کنم حضرت حق آنشب عنایت خاصی کرد و آنقدر زیبا شد در وبلاگت برای عموم بنوازید که ذکاتش باشد.
به امید دیدار و کارهای بعدی.
محمد .
Posted by: محمد میناچی at April 24, 2005 4:18 AMسلام هنرمند عزیز
بسیار آلبوم زیبایی دارید من که لذت بردم
همیشه ساز دل شما چنین زیبا بنوازد
در پناه الطاف الهی باشید
سلام اميرحسين عزيز
بايد بگويم كه اينجا عجيب خواهان پيدا كرده و مشتري اين "صبح بهار باران" شما. كمتر كسي است كه ذوقي در او باشد و نپسندد اين كار زيبا را.
در ضمن، بي آنكه بپرسم " تصنيف-آواز" زيباي صفحه "صبح بهار باران" را آپ لود كرده ام و در واحه گذارده ام! اگر نمي بايست كه چنين مي كردم به من اطلاع دهيد تا آن را حذف كنم...
با سپاس و درود فراوان
محمد
راستي ازتان اجازه مي خواهم كه از آهنگهايي كه در وبلاگتان گذاشته ايد براي وبلاگم استفاده كنم.با تشكر
Posted by: soormeh at April 20, 2005 2:59 PMسلام آقاي سام .خوشحالم كه وبلاگ شما را پيدا كردم.
Posted by: soormeh at April 20, 2005 2:54 PMسلام به (به قول خود شما) شما دوست ناديده. از كار جديد خسته نباشيد.
ما كه نه نوازنده حرفه ايم نه خواننده از اين آهنگها لذت برديم. ضمنا در مورد مي دانم كه مي آيي : اين آهنگ رو كه اولين بار شنيدم با شروع شدن قسمت شعر فقط ياد يك آهنگ افتادم و نه فقط من همه افراد خونمون: ايران اي سراي اميد: استاد شجريان. اگه اين آهنگو نداريد به من اطلاع بديد تا لينكش رو براتون بفرستم.
سلام دوست عزيز...واقعا خسته نباشي .من و ما كه نه نوازنده ايم و نه خواننده شنيديم و پسنديديم . راستي مشكل از ماست يا اينكه :
هر چه هست از قامت ناساز بي اندام آنهاست؟
من كه به راهي كه ميروي ايمان دارم.نه تنها به كيفيت شعر ها و ملودي ها بلكه نوع نگاهت به ضبط و توزيع و ... همه و همه ستودني است.
با آرزوي توفيق
عيار معرفت مشتری است جنس «صدا»
خوشم از آنکه متاع مرا کسی نخريد!
نمي دانم چرا ديري است که هرگاه استادان موسيقي ما لب به سخن مي گشايند ، از کميّت و بافت سني مخاطب نالانند و از رويکرد کلي جوانان ما به موسيقي شکوه آغاز مي کنند . اين چه انتظار عبثي است که بخواهيم توده جوانان مان با موسيقي اي پيوند داشته باشند که نه ملودي هايش را مي فهمند ، نه زبان شعرش آشناست .که امروز ، سليقه عموم جوانان دنيا را کساني مي سازند که سطحي ترين حالات آدمي را با گسيخته ترين ملودي ها و سست ترين شعر بيان مي کنند و بايد نيز چنين باشد . و شما يا هر کس ديگر که بخواهيد در جوان پسند بودن و عمومي کردن موسيقي کلاسيک ايراني بکوشيد ، اگر نگويم که به ترکستان رفته ايد ، لااقل به مقصد نمي رسيد. به هيچ وجه اين ، منافي نوآوري نيست . اين الحان ظرفيت آن چه را که شما در سر ميپرورانيد ، ندارند و اين طبيعي است و آنچه طبيعي باشد ، نيکوست .
مي پذيرم که تبليغات اين نوع از موسيقي کم است و حمايت هايي که ميشود و نمي شود، در خور نيست . اما بدانيد و آگاه باشيد که با تبليغات نيز آن چه شمايان در سر داريد ، حاصل نمي شود !
اين طرز تعامل با موسيقي اي هايي چنان دروني و فرهيخته ، به سرنوشتي مانند آنچه نسل پيش از ما –که رسانه هاي زمانشان به دلايل مختلف کمابيش با موسيقي سنتي همگام بودند -دچارش هستند ، نايل مي آييم : اگر از آنها از موسيقي مورد علاقه شان بپرسي، بنان را در کنار گوگوش نام مي برند و داريوش را در کنار شجريان!(با بسياري نيز برخورد کرده ام که مهديان و يساري را با چاشني شجريان و پريسا گوش داده و مي دهند).
قصد توهين به هيچ سليقه اي را ندارم ،بلکه حتي با ترديد ، نظام سليقه اي موجود در ايران امروز را از بسياري جهات طبيعي و درست مي دانم .
بلوز افريقايي،کانتري آمريکا،کلاسيک اروپا،موسيقي سنتي جاماييکا ، کلاسيک ايراني و غيره ،مخاطبان خاص خود را مي طلبند و ورودشان به عرصه پاپ جز با از دست دادن هويتشان حاصل نمي شود .
اگر در خيابان و يا از ماشين ها "صداي آشنا " نمي شنويد در دل دوستداران اين موسيقي ، اما ، هلهله اي از الحان آشنا جاري است . آنان که از در عقل به اين وادي گام نهاده اند ، اما عشوه گري اين الحان چنان عشقي شعله کش در آنان بر انگيخته که سخت بتوانند "قصري چنين به آيين و پرنگار" را با بيغوله هاي ويراني معاملت کنند .
"حق ، همواره در اقليت است"-کرکه گور
پاينده باشيد
