April 24, 2005

تولد یک هنرمند عاشق

بیست و نهم آوریل روز تولد «سینا جهان‌آبادی» است.
سینا جهان‌آبادی (نوازنده چیره‌دست پرتوان و موسیقیدان جوان) مودب به آداب و متخلق به اخلاقی‌ست که امروز در میان اهل هنر در سرزمین ما بسیار کمیاب است.
صبر، پختگی، فروتنی، مهربانی و کرامتی که از او در ساعات طولانی ضبط موسیقی تصانیف جدیدم دیدم مرا به یاد هنرمندان عاشق و صاحبدل روزگاران پیشین می‌اندازد.  

... ساعاتی از نیمه‌شب گذشته بود. کار ضبط موسیقی تصانیف تمام شده بود و خسته بودیم. هر دو روی زمین نشستیم. سه‌تار و کمانچه را در بغل گرفتیم. و تا بامداد ساز زدیم.  مدیر نازنین استودیو «صحرا» جناب آقای «میناچی» این گفتگو را برای ما ضبط کردند تا امروز من بتوانم از فرسنگ‌ها راه دور با صدای کمانچه صافی «سینا» اشکی بریزم و سماعی بکنم. صدای ساز این «مطرب عشق» خبر از درون پر مهر او می‌دهد و غبار غم از دل‌های خسته می‌زداید. من به وجود چنین گوهری در میان هنرمندان میهنم افتخار می‌کنم.

پاره‌ای از آن بداهه‌نوازی را بشنوید و در همین جا پیشاپیش تولد «سینا» را به او تبریک بگویید.

قسمت‌هایی از بداهه‌نوازی چهارگاه: سینا جهان‌آبادی و امیرحسین سام.

امير حسين سام April 24, 2005 9:09 PM
Comments

پیروز و سرفراز باشید ای شما پاس دارندگان موسیقی ایرانی!

Posted by: Behzad at February 22, 2006 2:10 PM

غرق در مضراب تو تا صبح حيرانم چو شمع

Posted by: kaveh at August 11, 2005 2:35 AM

دوست مهربان «جان سخت»،
من نیز سه‌تارنوازی خود را در مرحله «مشق کردن» می‌دانم. امیدوارم که با ممارست و عشق و توجه به نکات ارزشمندی که منتقدان نیک‌خواهی مانند شما یادآوری می‌کنند در آينده ساز و سخنم پخته‌تر شود. از اينكه این وبلاگ را معطر به عطر یاد و نام استاد «بهاری» و استاد «علیزاده» كرديد، از شما سپاسگزارم.

با مهر و ادب

Posted by: امیرحسین سام at May 11, 2005 11:12 PM

يقين داريد ،بداهه نوازي را با دوباره نوازي ،قسمتي از نوار صبحگاهي عليزاده يكي گرفته نشده ؟و در ادامه نوعي اتود زيبا براي مشق تكيه روي سيم هاي مختلف و عمدتا سيم بم ؟

Posted by: جان سخت at May 11, 2005 10:16 PM

تمجيد بقدر كفايت از اين كار 2 دقيقه اي نوشته شده است ،گاهي فكر مي كنم ،وقتي با اين دست و دلبازي ، چنين كارهائي را به عرش مي رسانند و پرواز مي كنند ، براي تعريف از كار مرحوم بهاري ،آيا ديگر لغتي ،باقي مي ماند ؟باري دو جمله اي كه نواخته شده است ، لطافتي در خود دارد ، حيف كه از مجموع دقيقه 110 ثانيه كار ،تمامي 55 ثانيه ثانيه اول را، كمانچه فقط پايه مي زند ،آن هم پايه اي كه كاراكتر مضرابي دارد ، و بعد هم جمله سه تار را تكرار مي كند ، كه آن هم پس از 40ثانيه باز به همان پايه نوازي منتهي مي شود !! حيف ، حتما در ادامه زيبا تر ميشود ! متاسفانه بدليل شباهت فراوان جمله سه تار با جمله آغازين يكي از چهارمضراب هاي عليزاده ،و نيز تكرار چند باره همان فيگور نخستين و سايه سنگين برداشت عليزاده !! :از سه تار هم چيز دندانگيري ، نصيب نمي شود ! نمي دانم شايد اشكال از سختي جان من باشد كه به اين سرعت و سهولت آتش نمي گيرد ،منتظر شنيدن كارهاي ديگر خواهم ماند !

Posted by: جان سخت at May 11, 2005 10:10 PM

سلام آقای سام عزیز!
امروز که در وب‌لاگ خواب‌گرد لینک شما را دیدم. واقعاً ذوق‌زده‌ شدم، چه‌قدر خوب است که امروز اینترنت این امکان را فراهم کرده‌است که با هنرمندان ارتباط برقرار کنیم. چند وقت پیش صبح‌، بهار، باران را گوش کردم. واقعاً‌ برای اولین کار خیلی زیبا است. آقای سام کار جدیدی در دست ندارید؟!
آقای جهان‌آبادی را هم از کاست نسیم‌وصل همایون شجریان شناختم و در کنسرت جدید استاد ملیحه سعیدی، با کمانچه‌کشی زیبایش واقعاً از هنرش لذت بردم. من هم به ایشان تبریک می‌گویم.
موفق باشید.

Posted by: مهرداد at May 4, 2005 8:35 PM

سلام اميرحسين عزيز! من واقعا خوشحالم كه به كلبه درويشي ما قدم رنجه فرموديد. و بسي خوشحال تر از آنم كه روح سفره خانه ما را به نواي سازتان جلا داديد....شاد باشيد و درپناه حق مانا!

Posted by: yas at April 29, 2005 10:54 PM

Jenaabe aaghy Jahan-aabadi tavalodtan mobarak
Agar che honare moosighiyetan sotoodani ast, amma shenideham ke be honari mafoghe hameye honarha AAraste-eid va aan honare akhlagh ast. jam-e in do honare bozorg baa yekdigar besyar kamyab va arzeshmand ast .Ghadre khod ra bedanid ke be ghol-e Molana:
man nadidam dar jahane jostejoo/ hich ahliyat beh az kholgh-e nekoo
paydar baashid

Posted by: Vahideh Ariani at April 28, 2005 1:30 PM

اي كاش از ساز دل ما نيز چنين آواز خو شي بر مي خاست...در پناه حق باشيد!

Posted by: kamen at April 27, 2005 7:44 PM

تولد شما عزیز مبارک...وای که با این موسیقی پرواز کردم...

Posted by: کتایون at April 27, 2005 11:48 AM

سینای عزیز. سالروز تولدت خجسته باد.
موسیقی اصیل و ملی ما که خاستگاهش معنویت و اخلاق بوده است در این عصر بی اخلاقی به جوانان پاکیزه ای مانند تو نیاز دارد. همچنان پاکیزه بمان و توصیه ی حضرت حافظ را از یاد مبر که فرمود:
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد / آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود.

Posted by: seyed Ahmad at April 26, 2005 12:03 PM

در طريق عشقبازی امن و آسايش بلاست
ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
آدمی در عالم خاکی نمی‌آيد به دست
عالمی ديگر ببايد ساخت وز نو آدمی

اين ناله‌های کمانچه آتش به جانی آدمی می‌ريزد،‌ نمک به زخم آدم می‌پاشد. آدم بی زخم اصلاً هست؟ يا به قول قيصر امین پور:
به اين زخم‌های مقدس قسم
که جز زخم مرهم برای تو نيست
اما به اين حال باز هم بايد زيست چون آدميان. نه؟ پس، «چاره آن است که سجاده به می بفروشيم»! و این باده‌ی هستی اگر چه تلخ است، کشيدن‌اش بايد!
دوش به من گفت پنهان کاردانی تيز هوش
وز شما پنهان نشايد داشت راز می‌فروش
گفت آسان گير بر خود کارها کز روی طبع
سخت می‌گيرد جهان بر مردمان سخت‌کوش!
وانگهم در داد جامی کز فروغش بر فلک
زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش
با دل خونین لب خندان بياور همچو جام
نی گرت زخمی رسد آيی چو چنگ اندر خروش!

اين بيت آخری البته وصف حال من يکی نيست! گاهی اوقات فرياد بايد. هميشه صبوری فضيلت نيست!!

Posted by: داريوش at April 25, 2005 1:37 PM
Post a comment









Remember personal info?