March 13, 2005
صدای پایی می شنوم
صدای پایی می شنوم.
گویی ابر بهار است که از راه میرسد. پرباران و خندان!
پس از دوازده سال برای نخستین بار نوروز را در کشورم ایران جشن خواهم گرفت. کوله بارم را بسته ام: یک سبد آواز نو! اگر عمری بود در طول سفر نیز خواهم نوشت.
کار ضبط موسیقی در کشور ما چنان که پیش از این آزموده ام، صبر ایوب می طلبد. می دانم که روزهای تلخ و شیرینی انتظارم را می کشند.
سلام!
آقاي سام نميدانم اين چه حكايتيست كه هر بار مطلبي را در اينتر نت جستجو ميكنم سار از وبسايت شما در مي آورم!!
نه كه از اين موضوع ناراحت باشم!
بلكه بي نهايت خوشحالم چون وبسايت شما حال وهواي موسيقي اصيلمان را دارد و اين چيزيست كه من بيشتر از هر چيزي به آن عشق مي ورزم.
اگر به وبلاگ من بياييد مرا خوشحال ميكنيد
براي تبليغ كردن نيامده امّ!
فقط دوست دارم نظرات شما را در مورد مطالبم بدانم.
راستي وقتي وبلاگ را در سرچ گوگل ميبينم خلاصه اي تحت عنوان دوست عزيزم حسام الدين سراج به چشمم ميخورد واقعا با ايشان رفاقت داريد؟!!
اگر همينطور است باعث خوشحالي من است زيرا من مريد ايشان هستم و روزي بدون شنيدن صداي دلنشين استاد آرام نمي گيرم.
منتظر شما هستم!
بيدلي كه تنهاست!!!
alietesamifar.bolgfa.com(شب عاشقان بيدل)
سلام!!
خيلي لذت بردم از نوشته هاتون... واقعا ممنون!!
سلام .. هر چند من اولين بار است اسم شما را مي شنوم به عنوان آهنگ ساز .. در هر صورت پيداست در زمينه موسيقي سنتي ايران كار مي كنيد.. برايتان آرزوي موفقيت دارم .. راستي كاست شما در بازار موجود است؟
Posted by: mostafa at March 31, 2005 10:13 AMمن اي صبا ره رفتن به كوي دوست ندانم
تو مي روي بسلامت سلام ما برساني...
روزی بس خرمست، میگیر از بامداد
داد زمانه بده کایزد داد تو داد
نیز چه خواهی دگر، خوش بزی و خوش بخور
انده فردا مبر، گیتی خوابست و باد
آمد نوروز ماه می خور و می ده پگاه
هر روز تا شامگاه، هر شب تا بامداد
برجه تا برجهیم، جام به کف برنهیم
تن به میاندر دهیم، کاری صعب اوفتاد
مرغ دلانگیز گشت، باد سمنبیز گشت
بلبل شبخیز گشت، کبک گلو برگشاد
بلبل باغی به باغ، دوش نوایی بزد
خوبتر از باربد نغزتر از بامشاد
وقت سحرگه چکاو، خوش بزند در تکاو
ساعتکی گنج گاو، ساعتکی گنج باد
رعد تبیره زنست، برق کمند افکنست
وقت طرب کردنست، می خور کت نوش باد
قوس قزح، قوسوار، عالم فردوسوار
کبک دری کوسوار، کرده گلو پر زباد
باغ پر از حجله شد راغ پر از کله شد
دشت پر از دجله شد، کوه پر از مشک ساد
زان می عنابگون، در قدح آبگون
ساقی، مهتابگون ترکی، حورا نژاد
سلام. امیدوارم سال قشنگی را در وطن خودت شروع کنی. بهار ایران همیشه زیباست. برایت آرزوی موفقیت دارم.
Posted by: معصومه at March 20, 2005 8:56 AMسلام...
با ميهمان عزيزي چون شما بهار اندر بهاران مي شود. چه شكوهي دارد اين بهار مضاعف. و اما :
در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم
سرزنشها گر كند خار ( خوار!!!) مغيلان غم مخور
سال نو مبارك.
Posted by: نوشا at March 17, 2005 8:44 AMدور باد از جانتان هجران تلخ. وصلتان مستدام باد و دلهایتان هميشه همنفس و همراه و همقدم. شما هم که رفتهايد بوی خاک وطن استشمام میکنيد بنويسيد. به جای ما هم ذرهذرهی آن خاک را تا بياييم ببوييد و ببوسيد. طربناک بخوانيد و بنوازيد. عيدانه طرب کنيد. تا اين بانوی طبيب ديگر میآيد، زبان سهتار را خاموش منهيد. ما هم از زمرهی منتظرانايم چون آن دعا خوان که آرزوی کوتاهی دوریها دارد.
زنده باشيد.
Posted by: داريوش at March 17, 2005 2:28 AM ای خدا این وصل را هجران مکن
سرخوشان عشق را نالان مکن
نیست در عالم ز هجران تلختر
هر چه خواهی کن ولیکن آن مکن
هست ایام عید و فصل بهار
جشن جمشید و گردش گلزار
ای نگار بدیع وقت صبوح
زود برخیز و راح روح بیار
سلام . وبلاگ بشكوه و زيبايي است . مسرور ميشوم اگر به كلبه ي من نيز پا نهي
Posted by: fanoos at March 13, 2005 10:15 PMچه بيتابم، براي يك سبد آواز نو، براي ديدار، براي شنيدن...
قدمت مبارك و دلت سرشار از هواي وطنت
پيشاپيش خير مقدم
خوش مي آيي. منتظر شنيدنيم. خبرش را باد صبا آورد. همان كه طرح مي زند هر روز پر رنگتر از ديروز
Posted by: پرنيان at March 13, 2005 2:27 PM