February 28, 2005
موسیقی ما
موسیقی ملی ایران، روایتگر غمها و شادیهای مردم این سرزمین اهورایی است. عجبا از این نغمه های آسمانی که در همه احوال با ما بودهاند.
آن وقت که نومید بودهایم، «ماهور» ما، دلهای خستهمان را خبر از صبح امید داده است. آن زمان که از زلف سیاهش گله داشتهایم، «همایون» ما، گویاترین زبان بیان شکوهها بوده است.
شب فراق را با نغمههای غمانگیز «دشتی» گذراندهایم، دشمنان این خاک پاک را، با صلابت «چهارگاه» راندهایم، و آنگاه زلال ترین نیایشها را سحرگاهان، در «بیات ترک» خواندهایم و عاشقانهترین ستایشها را در «بیات اصفهان»...
چه گلرنگ و پر از قند، از این لعل بنوشید
دو صد خرقه و دستار، به این می بفروشید
هر آ نکس که کند نهی که این باده حرام است
نخورده ست از آن جام، بر ایشان مخروشید!...
February 26, 2005
یك سبد آواز نو
ای خامشان ای خامشان من تحفه ها آورده ام
هین یک سبد آواز نو را بی صدا آورده ام!
تا شعله در خاموشی این خوابناکان افکنم
این پنجه های آتشین بهر شما آورده ام
امروز در چشم افق چون نام او را خوانده ام
بهر دل رنجورتان ذکر شفا آورده ام
من در نگاه آسمان شور شکفتن دیده ام
از آن گلستان نو گل خورشید را آورده ام
ابر بهارم گرد غم از برگ و بستان شسته ام
از بوی باران هدیه ها بس جانفزا آورده ام...
بی مناسبت ندیدم نخستین سلام و کلام خود را در این وبلاگ با ابیات بالا که در دوران نوجوانی برای استادان بزرگ موسیقی ایران محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی سروده بودم آغاز کنم.
