October 09, 2005
پیانو و سهتار
دونوازی زیر را نیمهشبی برای رفع خستگی، هنگام ضبط آلبوم «زرد، سرخ، ارغوانی» نواختیم.
به آن به چشم یک گفتگوی خودمانی میان دو دوست خسته بنگرید!
بداههنوازی پیانو و سهتار با الهام از پارهای ملودیهای تصنیف «زرد، سرخ، ارغوانی»:
پیانو: سینا جهان آبادی، سهتار: امیرحسین سام
جالبی کار برای من این بود، که سه تار و پیانو هیچ کدوم زائد نبودند، نازکی و لطافت سه تار وقتی ملودی های اصلی رو می زنه کاملاً بهش احساس نیاز می شه. انگار پیانو نمی تونه اونطوری که باید نمی تونه ملوس بناله. خیلی خوب بود. آدم رو هوایی می کنی که ای کاش لندن می بود!!!!!
Posted by: پیمان at October 28, 2005 03:44 AMsalambar aghaye sam aziz.man gele daram ke chera ghatate shoma aslan danlod nemishavand va baraye goosh kardane anha baye koli mosibat bekeshim.lotfan ye fekry baraye in bekonid.merci
Posted by: rend at October 20, 2005 02:03 PMآدم عزيزی امروز از من پرسيد دونوازی پيانو و سه تار اميرحسين سام را شنيده ای؟
و من حالا دارم می شنوم.
تحسينت می کنم آقای سام. کارهات را دوست دارم. سلام مرا به حضرت پدر برسان. روزی که عطر ياس مرا برای نخستين بار در نشريه اش چاپ می کرد درباره ی موسيقی ايرانی گپ مفصلی زديم که ديدم عجيب اهل عشق است.
اميدوارم به زودی در لندن ببينم تان.
درود
اوج لذتي كه انسان ميتونه از گوش دان به موسيقي ببره
نمدونم ديگه چي بگم...
اگه ممكنه اجازه بدين كه اين قطعه رو در وبلاگم بذارم.
منتظر ايميل شما هستم.
بدرود
واي آدم ذوق ميكنه.........مرسي
Posted by: niaz at October 13, 2005 06:57 PMسلام مجدد آقاي سام شرمنده كه دوباره مزاحم شدم من اجازه دارم كه اين قطعه رو به صورت فلش در وبلاگم قرار بدم؟
Posted by: kalaghsabz at October 13, 2005 10:36 AMآقاي سام سلام. واقعا متشكرم هم بابت آدرس اون سايت هم ايميل. بسيار زيبا بود و چه آشنا. با شنيدن اين قطعه يك بار ديگر به ديدن دوباره فيلم آن روز ترغيب شده و تجديد خاطره كردم.
بسيار سپاسگذار
ارادتمند بهمن م.
It was such a serene piece of art and very beautiful. You may like to know what images it make in your audience. For me, it evokes an image of waves with the shore and the whispers between the two; the Setar being the waves and the Piano being the shore. Thanks for posting these pieces.
with best wishes, Sara
Posted by: Sara at October 12, 2005 06:57 PMسلام آقاي سام. منم داره مثل دوست عزيز و ناديده سميرا داره اشكم در مياد. اما نه به دليل زيبايي كه مسلما قطعه بسيار زيبايي بوده. بلكه به اين دليل كه بازم نتونستم دانلودش كنم. ما هم شانسمون تو چيزايي كه نمي تونيم بهش برسيم تلف ميشه. مثلا هفته پيش الكي ثبت نام كردم تو يه چيزي كه تو كل جهان 10 نفر قبول ميكرد براي شركت در كنفرانسي در لندن (شهر شما) و انتخاب شدم. اما من تا وقتي سربازي نرم نمي تونم از ايران خارج بشم. خيلي حرف زدم شرمنده كه وقتتونو گرفتم اما تو دلم گير كرده بود ريختم بيرون واقعا شرمنده.
ارادتمند بهمن م.
چقدر زيبا...............
Posted by: Mina Rad at October 12, 2005 11:55 AMSalaam. excellent piece of art!! Any where in the US we can get your albums? please email me. thanks
Posted by: eshrat at October 12, 2005 07:59 AMمرسي ... بعد مدت ها چيزي چسبيد
Posted by: هما at October 11, 2005 10:57 PMMasha Allah! bi nazeer bood! har note sar shaar az ehsaas. Naa khod agah ashkhayam sarazir shodeh! mersi.
Posted by: samira at October 11, 2005 10:38 PMsalam
hame chy aly sher ahang.....
kheyli ghashang bood.
movafagh basheed.
This is a wonderful piece (Piano and Setar). I really enjoyed it. you guys are great. Keep do what you are doing , future belongs to you and your talents
Posted by: Hamid at October 11, 2005 02:06 AMبسیار دلنشین و با احساس بود.
Posted by: علیرضا at October 10, 2005 05:51 PMGooshe namahraman bar in najvaye asheghane baste baad !
Posted by: Hooman at October 10, 2005 05:45 PMچشم بد دور. از زمان جوانی که آثار استاد جواد معروفی مانند خوابهای طلایی و کوکو و ژیلا و.. دونوازی های ایشان با همایون خرم واستاد عبادی مرا به شهر رویاها می برد, تا امروز دونوازی ای به این لطافت نشنیده بودم.افسوس که کوتاه بود و به امید آن که یک کار کامل با همان مودی های خودتان ارایه دهید.
ترکیب سه تار وپیانو بهترین نمونه ی نشستن سنت در کنار مدرنیسم است. بدون این که به هیچ یک آسیبی وارد آید.
دست مريزاد،
مقدمهی خوبی است بری آنها که بعداً چيز ديگری خواهند شنيد.
Posted by: داريوش at October 9, 2005 11:17 PM