October 02, 2005
دكتر عزيز!
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي در بگشاي
منم ارش
براذر اشكان
منتظرپاسخ نامه ام.
شادمان و دير زي.
اي كاش مي شد به گونه اي حال خوشتان را هم با مجموعه تان به ما منتقل كنيد . چون فكر مي كنم غذا هرچه قدر خوب باشد براي معده خراب فايده اي ندارد.
البته شايد در مقابل ما بي خبران از معرفت عاشقان اين شعر حضرت حافظ براي شما قدم نهادگان در راه رسيدن به محبوب واقعي آرام كننده باشد
معرفت نيست در اين قوم خدايا سببي
تا برم گوهر خود را به خريدار دگر
يار اگر رفت و حق صحبت ديرين نشناخت
حاش لله كه روم من ز پي يار دگر
تو را من چشم در راهم! البته در این جا این تو اشاره به همین اثر جدید تان دارد..آقا ما هم مراتب انتظار توام با ارادت مان را ابلاغ مینماییم.
Posted by: سارا at October 10, 2005 04:40 AMسلام ... بعد از دو روز پشت سر هم درس خوندن براي فردا كه دو امتحان در يك روز دارم ، بهترين خبري بود كه ممكن بود كسي به من بدهد . گرچه كمتر از يكماه است كه با وبلاگ شما آشنا شده ام و كمتر از سه هفته است كه آلبوم اول شما را خريده ام ، اما هر صبح را با قطعه شماره 3 ( بانگ خروس گويد ، اين خواب و خستگي را ، در شرط شب بيفكن) آغاز كرده ام . قبل از هر بار ديدن آن كه دوستش دارم ، شماره 5 ( ميدانم كه ميايي ) را گوش داده ام ، در نيمه هاي شب به ( همه را خواب ... اين هم اي عشق ... ) گوش داده ام ... و شماره 11 كه ( تو را اي كهن و بوم بر دوست دارم ) البته ز پوچ جهان هيچ اگر دوست دارم .... سه هفته است كه با اين آلبوم نفس كشيده ام ... البته روايت نوي شما از موسيقي ايراني گرچه عمق زيادي ندارد ، يا لااقل اينطور بگويم كه عميق تر از برخي كارهاي منتشر شده نيست ، و انسان ظرافت خيلي ويژه اي در آن حس نمي كند ، اما در عوض ، از مايه احساس و آن هم احساس با خلوص و احساس آمده از دل ، بسيار برخوردار است . و احساس آمده از دل نيز كه بي اجازه و راحت به دل مي نشيند . بعد از انتخاب اشعار بي نظير استاد شجريان كه در آلبوم هايشان اشعار را به زيبايي هر چه تمام تر نتخاب مي كنند و من هميشه مغلوب حس صدا و شعرشان بوده ام ... مجذوب اين شدم كه كه انساني كه مي تواند زير باران و در حال قدم زدن تصنيف خوب مي دانم كه مي آيي را بسرايد و تا رسيدن به منزل مايه هاي ملودي را نيز كشف كرده باشد ، قطعا انسان خالص و داراي گوهر دروني است ... شديدا ، عميقا ، مصرانه ، و بي صبرانه ، لحظه ها را تا ملاقات زرد ، سرخ ، ارغواني مي شمارم ... فقط آقاي دكتر ، كي در ايران در مي آيد ؟ لطفا بگوييد كه زياد جانمان از انتظار و شمارش لحظه نسوزد . پايدار باشيد .
Posted by: amir at October 7, 2005 09:26 PMسلام
1.زان می عشق کزو پخته شود هر خامی
گرچه ماه رمضان است بياور جامی
2.اميدوارم به اندازه اثر قبل(و البته بيشتر)روح نواز و با طراوت باشد
3.تقريبا کی در ايران اين آلبوم جديد را خواهيم داشت؟
هميشه جاری باشيد
عزيز بزرگوار سلام. عرض تبريك و تهنيت به مناسبت حلول ماه عاشقان و عرفان دوست. خوشحالم از انتشار هرچند دير هنگام اين آلبوم. اميدوارم توفيق شنيدنش را بيابم و در هياهوي بازار و بازاريان جفا نشود به اين اثر. يا حق
Posted by: mahdi at October 6, 2005 05:18 PMسلام ! من يكي از خوانندگان وبلاگ شما هستم.به همه كساني كه مي شناختم .وبلاگ شما را معرفي كردم.واقعا از تصنيفها و قطعاتي كه در اينجا گذاشتيد ,لذت بردم.من شما را نمي شناختم و از اينكه به طور تصادفي با وبلاگ شما آشنا شدم, خدا را سپاس مي گذارم.
Posted by: نقش دل at October 5, 2005 05:30 AMانتظار معمولا تلخ است. اما این بار طعم شیرینی دارد نشستن و به انتظار «زرد - سرخ و ارغوانی» روزشماری کردن. باید دید -- وشنید -- این بار روایت نو از موسیقی کهن ایران جه حس وحال تازه ای مانند « صبح.بهار.باران» برای شنوندگان و مشتاقان به ارمغان می آورد.سربلند و سبز باشید.
Posted by: سیاوش.س at October 4, 2005 05:36 PMمطربان عشق اين بار كدامين نغمه’ آسماني را بر ما به ارمغان خواهند آورد ...
بي صبرانه منتظرم ...
مطربان عشق اين بار كدامين نغمه’ آسماني را براي ما به ارمغان خواهند آورد ... بي صبرانه منتظم ...
Posted by: saghar at October 4, 2005 04:38 PMبا سلام و ارادت،
منتظریم.
با سلام خدمت شما آقاي سام.
بالاخره منتشر شد. اميدوارم اين دفعه بتونم پيداش كنم.
اگه اشتباه نكنم آقاي كمانگري همون آقايي بودن كه اونشب باهاشون آشنا شدم.
موفق باشيد.
به اميد ديدار
ارادتمند بهمن محدثي
مبارك است. در انتظاريم هم چنان. چقدر اين شعر زيبا ست با همان احساس زمان گفتن كه مي خواندي
Posted by: Parnian at October 3, 2005 10:09 AM